تبليغاتX
این سه نفـــــــــــــــــر

      

وای تعطیلات بین ترم هم تموم شد و دوباره ما شدیم و این استادای بی رحم .می دونید چرا بیرحم ؟آخه استادی که هنوز پاشو نذاشته تو کلاس میره رو منبر و شروع میکنه به امر به معروف و نهی از منکر که عزیزان دل استاد هر جلسه که غیبت کنید من چند نمره ناقابل از نمره پایان ترمتون کم میکنم و میان ترمی هم که میگیرم حذفی نیست و بعد 200 تا تحقیق میده که حتما باید انجام بدین و 600تا ترجمه و بعد هر جلسه به اندازه یه شاهنامه درس میده و حرف میزنه شما بگید خداییش بیرحم نیست؟
آخه یکی نیست بگه بابا تو تموم دانشگاها هر دانشجو حق داره 16/3 از هر درسی غیبت کنه.
اصلا غیبت کردن حق ماست .حق مسلم ماست.مثل انرژی هسته ای که حق مسلم ماست

بگذریم من که هر وقت دلم بخواد غیبت میکنم چه استاد عزیز دلش بخواد چه نخواد.

راستی یه خبری.اون امتحانه که میان ترمش از آخر اول شدم یادتونه.پاسش کردم با چه نمره  درخشانی .(نمره اش بمونه حالا) ما اینیم دیگه.

 

و اما نتایج اخلاقی بحث های امروز:

1_  هر چی دلتون میخواد غیبت کنید به هیچ کسی هم ربطی نداره فوقش اون درسو حذف میشید.

2_ سه شنبه روز والنتاین بود.این روز رو به همه عشاق تبریک میگم.

3_انرژی هسته ای حق مسلم ماست.



 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 15:48  توسط شنگول  | 


 

       سلام

ببینید نظر ندادین دل این ۳ تا نی نی شکسته

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 5:29  توسط شنگول  | 


 

      

راهنمای خریدن رایانه (کامپیوتر سابق)

۱. اولین مرحله که در واقع دشوارترین مرحله است تامین بودجه و پول برای خریدن کامپیوتره. این مرحله خیلی خفنه  ومعتقدم که هر کس باید به نحوی که می تونه از تمام خلاقیت هاش استفاده کنه و این مرحله دشوار و پشت سر بگذاره. اما رایج ترین روش که در اکثر موارد هم  داده و در واقع تا حدود زیادی تضمین شده است استفاده اکردن از نمره های ۲۰ موجود در کارنامه  است! برای اینکه کار اول خودتون یه بار  کارنامه تون رو بررسی کنید ببینید و به تعدادکافی ۲۰ وجود داره یا نه و پس از مطمئن شدن از این مساله کارنامه رو در جایی قرار بدین که پدرتون حتما روزی ۸-۷ بار انو ببینه . بعدش با چانه زنی (این کلمه رو تازه یاد گرفتم!) از طریق مامان تون و در واقع رژه رفتن طولانی مدت بر روی مخ پدر خانواده به نتیجه ی مطلوب دست پیدا می کنید .نکته ی مهم در این روش اینه که تا رسیدن به نتیجه مطلوب باید آخر بچه مثبت بشین و به عنوان مثال هر شب آشغال ها رو ببرین بیرون!                تصبره :خب اگه متاسفانه تعداد ۲۰ های کارنامه کافی به نظر نمی رسید (و یا اصلا ۲۰ موجود نبود!)از هر عدد بالای ۱۵ که در کارنامه تون  به چشم می خوره استفاده کنین ! (دیگه لا اقل دو تا بالای ۱۰ دارین؟)      ۲.مرحله بعدی خریدن کامپیوتره در این قسمت معمولا باید دنبال یک فک و فامیلی باشین که توی کامپیوتر خیلی ادعاش می شه و مامانش همیشه پز می ده که پسرم آخر کامپیوتره . این روش دوتا حسن داره : یکی اینکه اگه طرف واقعا وارد باشه می تونه کمک تون کنه و یه کامپیوتر خوب با قیمت مناسب براتون  ردیف کنه اما حسن دومش اینه که اگه هیچی بارش نباشه و این همه مدت همش داشته قیف میومده ضایع می شه و دیگه عمرا بتونه جلوی شما کلاس بگذاره! (اینش خیلی خوبه)

۳. وقتی که می خواین کامپیوتر بخرین معمولا اقای فروشنده ازتون می پرسه که کامپیوترو برای چی می خواین(واقعا خیلی پرو تشریف دارن!) یعنی می خواین با هاش چیکار کنین؟! شما هم در حضور پدر یا مادرتون برای آقای فروشنده ژست می گیرین که با هاش می خواین تکنولوژی رو بترکونین و در کوتاه ترین زمان به پیشرفت های علمی دست پیدا کنین !البته یادتون باشه که بعد از اینکه این جمله عمیق و فلسفی رو گفتین یواشکی یه چشمک به آقای فروشنده بزنین .خودش منظورتون رو می فهمه! حسن ژست علمی گرفتن اینه که احساسات لطیف جیب پدرتون تحریک می شه و براتون گرون ترین و جدید ترین کامپیوتر بازارو می خره !                                                                                                    

۴.بعد از اینکه کامپیوتر رو خریدین وارد فاز دوم ماجرا می شین که همانا لذت بردن از نعمت های مو جود در قرن ۲۱ برای دست یافتن به نعمت های پر شما ر قرن جدید هم کافیه که تا یه مغازه کامپیوتری برین فروشنده بگین هر چی بازی جدید اومده بهتون بده. تبصره:اگر احیانا با این سوال غیر منطقی رو به رو شدین که مگه کامپیوتر برای بازی کردنه ؟ یه ژست خوف انگیز بگیرین و بگین که شما با این کار باعث می شین تا صنعت نرم افزاری در دنیا به سود آوردی برسه و با درآمد های ناشی از این عمل هر چه بیشتر به سمت دنیای متمدن و پیشرفته رهنمون بشه !(قبول دارم جمله سختیه اما تاثیر جادویی وانکار ناپذیری داره! بعضا دیده شده تاثیرش این قدر قوی بوده که طرف تحت تاثیر قرار گرفته وخودش یه پا گیم باز شده!)

۵.یکی دیگر از نعمت های بی مثال قرن جدید اینترنته که البته برای بهرمند شدن از مزایای پر شمارش باید کامپیوترتون یه وسیله پر سر صدا به اسم مودم داشته باشه تا هر موقع می خواین وارد شبکه بشین قیژ قیژ بکنه! اون چشمکی که گفتم موقع خرید کامپیوتر باید یواشکی به آقای فروشنده بزنین یادتون می آد؟ خب یکی از تاثیراتش اینه که باعث می شه کامپیوتر تون مودم داشته باشه!

۶. بدیهیه که برای وصل شدن به اینترنت باید فرت فرت کارت اینترنت بخرین برای این مرحله بد نیست که همون اول به فکر باشین و همه ۲۰ های توی کارنامه را خرج نکنین و یه چند تایی نگه دارین برای این مرحله ! تبصره: خود کارت اینترنت خریدن هم مراتب خاصی داره که تو این مطلب نمی گنجه اما خیلی خلاصه بگ که ارزش کارت های اینرنت مختلف به این نیست که رنگ  و وارنگ باشن یا نمی دونم با خریدن یه کارت ۱۰ ساعته ۲۰ ساعت مجانی هم روش باشه . بلکه ارزش یه کارت اینترنت به اینه که ...(توضیح:این قسمت به علت بد اموزی و غیر قابل نوشتن فیلتر شد!)

۷. خوب حالا که به اینترنت وصل شدین اولین واساسی ترین کاری که می کنین دانلود کردنه یا هو مسنجره . یاهو مسنجر یه نرم افزاره توپیه که با هاش آدمای متعهد زیادی از سراسر دنیا با هم به بحث می شینن و در باره ی آ خرین پیشرفت های علمی د ر رشته های مختلف تبادل نظر می کنن .البته چون توضیح دادن این مساله برای عوام (مخصوصا پدر مادر ها)یه مقداری سخته در اصطلاح به این عمل که فقط برای گشترش علم و دانش و تکلنولوژیه چت کردن می گن.تبصره:(این قسمت را پدر مادرا و بچه مثبتا نخونن) آ قا این چت کردن آی حال می ده آی حال می ده . البته خودش یه سری آموزش های اولیه داره که اگه استعدا د داشته باشین خیلی سریع یاد می گیرین اما نکته ی خیلی مهم اینه که باید از اسم یا آی دی مناسبی برای چت کردن استفاده کنید .در واقع آی دی مناسب نصف راه موفقیت در فعل شور انگیز چت کردن است!

۸.مساله ی درد ناکی که اینجا باقی می مونه که وصل شدن به اینترنت علاوه بر هزینه ای که باید برای کارت پرداخت کنی یه هزینه ی دیگه هم داره که به صورت غیر محسوس رو قبض تلفن اعمال می شه راستشو بخواین معمولا در این مرحله دیگه هیچ ۲۰ دیگه توی کارنامه نمونده که بشه از قابلیتهاش استفاده کرد و اگه هم احیانا مونده باشه دیگه قابلیتی تداره چون پدر مادر گرامی احتمالا به این واقعیت پی بردن که راهی که شما برای رسیدن به علم دانش استفاده می کنین زیاد از حد هزینه داره و حتی اگه انیشتین و پروفسور حسابی هم باشین ارزش این همه خرجو نداره . متا سفانه دانشمندان برای این مشکل راه حل قطعی پیدا نکردن اما دارن حدا اکثر تلاششون رو می کنن و منم از صمیم قلب امیدوارم هر چه زود تر به نتیجه برسن

۹. مساله درناک دیگه ای که در این شرایط معمولا رخ می ده ( که حتی از شماره ۸ هم دردناک تره ) وقتیه که شما کارنامه سال بعدتون رو رو می گیرین و متاسفانه  پدر و مادرتون متوجه می شن دیگه خبری از اون ۲۰ های نازنین نیست و شما  در تمام این مدت به جای اینکه مثل بچه ی آدم درس بخونین یاداشتین چت می کردین یا اینکه از صنعت نرم افزاری دنیا حمایت می کردین... خدا هیچ دانشمند و عاشق پیشرفتی رو این طوری جلوی جمع ضایع نکنه!خب فکر می کنم به اندازه ی کافی توضیح دادم  و دیگه سوالی نمونده باشه فقط یه نکته  ای  رو یادم رفت بگم اون هم اینه که  چون امسال یه چند تایی نمره زیر ۱۰ گرفتم تا اطلاع ثانوی خبری از کامپیوتر نیست و به خاطر همین می خوام سی دی بازی هام رو به نصف قیمت به بازار بفروشم . اگه طالب بودین یه زنگی به این به من بزنین.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 0:37  توسط حبه انگور  | 


 

       آزادی

سلام .فرا رسیدن ماه محرم رو تسلیت عرض می کنم به همین مناسبت چند تا جمله در مورد آزادی انتخاب کردم که براتون می نویسم.

*اگر دین ندارید لااقل در دنیای خویش آزاد باشید.             "امام حسین"                                

*آزادی حقیقی آن نیست که هر چه میل داریم انجام بدهیم بلکه آن است که آنچه را که حق داریم انجام دهیم.                                                           "ویکتور کرزن"                                

*آزادی ما از نقطه ای شروع میشود که آزادی دیگران خاتمه یابد.          "ویکتور هوگو"           

*آزادی در کشورهایی ممکن تواند شد که حس ادای وظیفه بر هواپرستی غالب باشد.            

                                                                                                              "لاکو"                   

*آزادی رفتار برای کسی میسر است که تنها در بیابانی زندگی کند.            "حجازی"              

*اگر در روح کسی حس استقلال نباشد آزاد نمیتواند باشد.                        "حلمی ضیا"         

*کسی شایسته آزادی است که هر روز بتواند به هوسهای خود چیره شود.   "گوته"              

*معنی حقیقی آزادی مسئولیت است و به همین جهت است که اغلب از آن میترسند.           

                                                                                                                  "شاو"               

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 20:54  توسط منگول  | 


 

      

سلام بچه ها .امیدوارم که خوب  باشید . فرا رسیدن ماه محرم را به شما

دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم.

چند سخن گهر بار از امام حسین (ع).

- من از روی خود خواهی و خوشگذارنی و یا برای فساد و ستمگری قیام نکردم بلکه قیام من برای اصلاح

در امت جدم می باشد. می خواهمامر به معروف  و نهی از منکر کنم و به سیره روش جدم و پدرم

علی بن ابیطالب عمل کنم.

- بدانید که دنیا شیرینی و تلخی اش رویایی بیش نیست و اگاهی وبیداری و اقعی در اخرت است.

- مرگ در راه عزت جز زندگی جاوید و زندگی با لذت جزمرگ بی حیات نیست.

             این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست

                                                 

                             این چه شمعیست که جان ها همه پروانه ی اوست

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 16:47  توسط حبه انگور  | 


 

       سلام

به به چه عجبآفتاب از کدوم طرف در اومده.بالاخره این منگول جون اومد.خبر میدادی یه موشی یه سوسکی یه پشه ای یه چیزی جلو پات قربونی میکردیمخوش آمدی.مطلب آوردی.چراغ وبلاگمون رو سوزوندی.خوبی ؟ خوشی؟.کجا بودی جیگر.(حالا جو زده نشو)

شما چطورید دوستای خوب ما(با شما ها که سر میزنین و نظر نمیدین نیستما.شما فقط بلدین سر بزنین به سر ما.وای چه سر دردی گرفتیم.)
خوب دوستای مهربون ما .شما ها که میاید دیدن ما و برامون هدیه میارین.دستتون درد نکنه.الهی وبلاگاتون پر بیننده باشه.الهی از آسمون همینجوری واستون پول بباره.الهی کارت اینترنت مجانی هزار ساله گیرتون بیاد.الهی هیچ وقت دیسکانکت نشین.(وای مثه این پیرزنا دارم دعا میکنم)

و اما غرض از مزاحمت واستون یه مطلب جالب داشتم.امیدوارم خوشتون بیاد.

گران قیمت ترین اجناس دنیا

ست چاقو:
گران قیمت ترین ست چاقو متعلق به شرکت ووستوف آلمان بوده و ۱۷۰۰ دلار (۱ میلیون و پانصد هزار تومان )قیمت دارد.

رختخواب:
گران قیمت ترین رختخواب جهان متعلق به شرکت هیپنوس انگلیس می باشد.تشک این رختخواب متشکل از ۵ هزار فنر و درون آن از نخ ابریشم و پشم گوسفند است.رویه آن نیز از حریر می باشد.قیمت این رختخواب ۱۵ هزار دلار(۱۳ میلیون تومان) می باشد.

بالش:
گران قیمت ترین بالش جهان ۷۰۰ دلار (۶۰۰ هزار تومان) قیمت داشته که درون آن با کرک غاز پر شده است.

وان:
گران قیمت ترین وان جهان ۵ هزار دلار (۴ میلیون و پانصد هزار تومان )قیمت دارد.جنس آن از مس و نیکل بوده و ۵۵ گالن گنجایش دارد.

تستر:
گران قیمت ترین تستر جهان ۳۷۰۰ دلار (۳ میلیون تومان )قیمت دارد.این تستر متعلق به شرکت دوآلیت انگلیسی بوده و قابلیت برشته ساختن نان های قطور و حتی ساندویچ را نیز دارد.

کت و شلوار: 
گرانقیمت ترین کت و شلوار جهان متعلق به شرکت کیتون ایتالیا بوده که ۳۰ هزار دلار(۲۵ میلیون تومان) قیمت دارد.

خرس عروسکی:
گران ترین خرس عروسکی جهان که در آلمان تولید گشته ۴۳ هزار دلار (۳۶ میلیون تومان)قیمت دارد.خزهای آن از طلا و چشمان آن نیز از یاقوت و ۲۰ قطعه الماس ساخته شده است.دهان این عروسک نیز از طلا می باشد.

توالت فرنگی:
گرانقیمت ترین توالت فرنگی جهان متعلق به کارخانه توتو ژاپن بوده و نیورست نام دارد.این توالت فرنگی کاملا اتوماتیک بوده:باز و بسته شدن در آن خودکار، شستشوی خودکار، دارای کنترل از راه دور، فلاش تانک آن خودکار، خوشبو کننده هوا خودکار...
قیمت این توالت لوکس ۵ هزار دلار(۴ میلیون تومان) می باشد.

توصیه های ایمنی:

توصیه ما به شما اینه که حتما این وسائل رو بخرید.پولش که چیزی نیست.فوقش خونه و زندگیتون و کلیه هاتون رو می فروشید.مقداری هم از دوست و آشنا قرض می گیرید.اگر بازم کم بود می تونید از بانک پارسیان و قرض الحسنه وام بگیرید. تازه موقع خرید هم کلی چک و چونه بزنید حتما تخفیف میدن.دیدید به همین آسونی.حتما موفق میشید.راستی حق الزحمه ما هم فراموش نشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 17:13  توسط شنگول  | 


 

      

به مارمولک فکر کن

او تمام عمرش را روی زمین میگذراند به پرندگان غبطه می خورد واز آنچه سرنوشت برایش مقدر کرده است آزرده خاطر است.فکر میکند:من منفورترین مخلوق عالم هستم زشت چندش آور و محکوم به خزیدن روی زمین.

روزی مادر طبیعت از مارمولک میخواهد که پیله ای بتند.مارمولک وحشتزده میشود.او تا آن روز هیچ پیله ای نتنیده است.خیال میکند که با این کار مقبره اش را میسازد و خود را برای مردن آماده میکند.

با وجود همه ی ناخرسندی اش از زندگی به خداوند گله میکند:خدایاحالا که به این زندگی عادت کرده ام میخواهی تمام چیزهای اندکی را که دارم بگیری؟با نومیدی خود را در پیله محبوس میکند و در انتظار سرانجام کار میماند.

بعد از چندروز متوجه میشود که به پروانه ای زیبا بدل شده است.میتواند به آسمان پر بکشد و همگان او را تحسین میکنند.

مارمولک از معنای حیات و کارهای خداوند حیران میشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 8:26  توسط منگول  | 


 

      

 

سلام برو بچ گل خوفيد    مي بينم كه طلسم شكسته شد و اين منگول پيداش شد  منگول خوش اومدي

امروز اومدم اموزش شنا بدم    فقط بعد از اين كه ياد گرفتيد خواستيد شنا كنيد مواظب خودتون باشد

چون اگه غرق بشيد من مسوليتي به عهده نمي گيرم    به من چه

 

۱- عشق آب

براي اينكه شناگر خوبي بشين بايد اول از همه عاشق اب باشين . چه جوري ؟كاري نداره چشم هاتون

رو ببندين و تصور كنين  يه ماهي هستين كه  تو دل دريا شنا مي كنه اب هم چيز شماست جاييه كه

دنيا اومدين بزرگ مي شين ازدوج و تخم ريزي مي كنين... نه ديگه جو گير نشين!

۲- جاي شنا

يه ضرب المثل قديمي مي گه ( يارو اب نديده وگر نه شناگر ماهريه !) شما هم واسه ي اينكه ثابت كنين

شناگر ماهري هستين اول بايد اب پيدا كنين . شايد فكر كنين حتما بايد يه استخر مجهز با هوار تومن

ورودي وجود داشته باشه تا بشه شنا كرد . انقدر سوسول نباشين هر جا كه يكم اب جمع شده باشه

جواب مي ده : يه تشت اب وان حموم يا توي جوب ... الان موش هاي جوب هاي تهران اگه جاي تيم 

ملي شناي ما تو مسابقات  اسيايي شركت كنن حتما مقام مي ارن!

۳- در اوردن لباس

اين مرحله رو دست كم نگيرينچون يه وقت ممكنه بعضي ها  يادتون بره وبا لباس بپرين توي اب  و خدا

نكرده نون بر بري كه تو  جيبتونه خمير بشه . پس يادتون باشه بايد قبل از شنا لباس ها رو در اورد

خيلي ها با اين مرحله حساس مشكل دارن چون خجالت     مي كشن با مايو جلوي بقيه  بگردن يا

احساس ميكنن هيكلشون ناجوره و استخر شنا رو فقط براي(ارنولد)ساختن. بيخود! خيلي هم خوش

هيكلين ! براي اينكه اعتماد بنفستون بالا بره روزي چند ساعت با مايو جلوي آينه وايسين و به خودتون

نگاه كنين.      بايد به اوني كه هستين افتخار كنين . اين دست شماست اين پاي شماست اين خيك

... يعني شكم شماست.اه اه ... خدايي چقدر ضايع است حالم بد شد ...!

۴ـترس از آب

خوندن مرحله ي اول اموزش فايده اي نداشت و هنوز از اب مي ترسين؟ بعضي از مربي ها شاگردهاشون

رو پرت مي كنن وسط استخر تا ترسشون بريزه . منصور خان مي گه ناخداي تايتانيك هم مخصوصا

كشتي  اش رو غرق كرده بوده تا ترس مسافراش از آب بريزه . من با اين روش هاي خركي اصلا حال

نمي كنم . به نظر من بهترين راه اينكه يواش يواش توي اب برين يعني اول كنار استخر بشينين و نوك

انگشت هاي پاتون رو توش تكون بدين بعد پاها رو تا مچ فرو ببرين بعد همين جوري ادامه بدين تا زانو

كمر سينه  و كل هيكلتون بره توي اب فقط بپايين تو قسمت عميق استخر نباشين!

۵ـ بهداشت محل شنا

حتما روي سطل هاي اشغال خونديد كه نوشته:(شهر ما خانه ي ما )به نظر من شهرداري بايد كف

استخرهاي عمومي بنويسه :(استخر ما توالت ما نيست) متاسفانه خيلي ها اين مساله رو هنوز درك

نكردن اگر اب استخر كثيف باشه هزار جور درد و مرض مثل كچلي و حساسيت و ... مي گيرين پس

سعي كنين از محل بهداشت شناتون مطمئن باشين .

۶ـ نگه داشتن بدن روي اب

خيلي از بچه هايي كه شنا بلد نيستن فكر مي كنن تا بري توي اب  فرو مي رن و غرق مي شن در

حالي كه اشتباهه خيلي راحت مي شه روي سطح اب  موند كافيه كه حركت پاي دوچرخه رو بلد باشين

يعني عين ركاب زدن پاهاتون رو توي اب تكون بدين اين حركت رو تمرين كنين و مطمئمن باشين كه عين

پره كاه روي اب مي مونين.

۷- سر خوردن به جلو

 مي تونين با كمك يه تخته يا چيزي شبيهش سر خوردن به جلو توي اب تمرين كنين . سعي كنين

تخته رويه متريه متر بدين جلو  وخودتون دنبالش روي سطح اب حركت كنين بعد كم كم فاصله ها رو

بيشتر كنين و تخته رو بذارين كنار . هم زمان پا زدن تو ي اب رو هم ياد بگيرين . اصلا كاري نداره پاهاتون

رو اين جوري  عين غاز بجنبونين اگه غاز دم دست نبود مشكلي نيست اردك هم قبوله اما خدايي ديگه

كلاغ نندازين تو اب !

۸ ـ شناي قرباغه

وقتي ياد گرفتين روي اب بمونين وسر بخورين ديگه وقتشه روش هاي مختلف شنا رو هم ياد بگيرين.

شناي قورباغه عين اب خوردنه  خيلي ها كلي پول مربي شنا مي دن تا ياد بگيرن در حالي كه چه

وربي بهتر از خوده قورباغه ؟   يه قور با غه بگيرين و بندازين توي اب و خوب تماشاش كنين  ۳ سوت ياد

مي گيرين . فوقش ۴ تا ۵ مگس خرج برداره.

۹ـ شناي پروانه

سيستم ياد گرفتن اين شنا هم عين شناي قورباغه است . يه پروانه بگيرين و بندازين توي اب و خوب

تماشاش كنين . مخصوصا به حركت انگشت ها ي پاش دقت كنين .

۱۰ـ شناي كرال يا (پشت و جلو)

اين از قبلي ها سخت تره چون بايد يه (كرال) بگيرين و بندازين توي اب و خوب تماشاش كنين هيچ كس

دقيقا نمي دونه كرال چه شكلي است و از كجا مي شه گرفتش اما ظاهرا هم از پشت بلده شنا كنه هم

از جلو!

۱۱ـ شيرجه

وقتي شنا گر ماهري شدين وقتشه كه انوع و اقسام شيرجه رو هم ياد بگيرين . شيرجه فقط پريدن توي

اب نيست يه هنره. شيرجه گرهاي ماهر موقع پريدن چند تا معلق و پشتك مي زنن و شيرين كاري هاي

ديگه هم مي كنن . هر چي بتونين تو فاصله ي پريدن از تخته پرش تا سطح اب كار هاي  با حال تري

كنين و كشش بدين . ماهرترين. بابا  مي گه عمه عفي ركورد زده و موقع شيرجه زدن وسط هوا و زمين

اقاي مهندس (پسر عمه ام ) رو زاييده !      همين منصور خان خودمون مي تونه موقع پريدن اسمشو

تو هوا امضا مي كنه! 

۱۲ـ  لباس پوشيدن

شما سالم از توي اب در اومدين؟!!؟ ( چجوري ممكنه ؟) خوب ... حالا خودتون رو خشك كنين و لباس

هاتون رو بپوشين . اين مرحله رو هم دست كم نگيرين چون اگه يادتون بره . همين جور لخت و پتي با

مايو مي رين تو خيابون و يه سري مي بينن فكر مي كنن مد روزه و از فرداش خيابون ها نابود مي شه!

تازه ممكنه عوضي كفش وكلاه رفيقتون رو بپوشين . خلاصه هواستون رو  جمع كنين!

۱+۱۲ـ پدر و مادر عزيز نترسين !

فرزند دلبندتون ۳ روزه كه خود اموزه شناي ما رو برداشته و رفته استخر و هنوز بر نگشته ؟!اولين چيزي

كه به ذهن مي رسه اينكه غرق شده باشه . اما شما اصلا از اين فكر ها به دلتون را نده . انقدر بدبين

نباشين . حتما داره يه جايي دنباله (كرال) مي گرده و هنوز پيداش نكرده !

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 23:6  توسط حبه انگور  | 


 

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
من اومدم خوش اومدم حالا به افتخار ورود خودم چند تا جک با حال براتون می گم.

*****************

* یه چوپانی میره خواستگاری شغلشو می پرسن واسه اینکه کلاس بذاره میگه مهندس دامپیوتر و پشم افزار

*یه لره میره جوراب فروشی میگه آقا جوراب دارین؟فروشنده میگه مردونه ؟لره دستشو از جیبش بیرون میاره دست میده میگه مردونه.

* لره ماشینش پنچر میشه .تو اگزوز فوت میکرده تا باد بشه.ترکه میرسه بهش میگه: خره ، حداقل شیشه رو بکش بالا

*لره میره آزمایشگاه داد میزنه چرا جواب خون شهدا رو نمیدین؟!!!!!!

خوب بسه دیگه می ترسم آمار کشته ها بیشتر بشه خونتون بیفته گردنم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 17:27  توسط منگول  | 


 

      

سلام بچه ها خوب بیدین من حبه انگور هستم          امیدوارم روز جمعه خوبی رو سپری کرده

باشین. من امدم که برای شما چند تا شعر و یک دستور آشپزی       از خودم در وکنم . امیدوارم

خوشتون ویاد و لذت وبرید .        بعد از ساختن غذا اول ودید یکی امتحانش وکنه بعد خودتون وخورید .

 

                                                  زمزمه های دلتنگی     

خیال....

دیشب به یادت دریای دلواپسی هایم را غزل غزل گریستم

اینک آکنده از بغضی نا شکفته با دلتنگی هایم شعر می سرایم .

تو در چشمان مهتابی کدامین ستاره خفته ای که حتی یک لحظه به دنیای رویاهایم سرک نمی کشی؟

تو در کدامین سرزمین خانه کرده ای که فریاد بلند دردهایم را نمی شنوی؟

ای خسته از تکرار تنها دلخوشی ام تکرار لحظه هایی است که در این سراب سوخته با خیالش 

زنده مانده ام.                           

                                                   چگونه باور کنم؟

این سوی خاکریزهای عاشقی آن سوی مرزهای غنچه های تبدار دلی هست که به خاطرت می تپد

و با بودنت جان می گیرد        و تو بی صداتر از گذر زمان شرح دلتنگی هایم را شنیدی و حال با وجود

همه خارها و خزانها تنهایم می گذاری      پس من چگونه باور کنم با تو بودن را ؟

دلم تنگ شده است      برای شنیدن صدایت پس می نویسم از غربت بی تو بودن .

                                                      من و آسمان

 

                       آسمان ماه دارد                                   

                                             خورشید دارد

                                                              ولی من ندارم و من دل دارم         

                     که آسمان ندارد                     پس من بهتر از آسمانم .

 

          و اینک آموزش آشپزی

          خوراک قلوه برای ۴ نفر

مواد لازم :  قلوه گوسفند ۱۰۰ کیلو ـ فلفل سیاه ۱ کامیون ـ پیاز سیر و جعفری هر کدام یک مزرعه ـ

کره ۱ کارتون ـ ارد ۱ سیلو ـ نمک ۱ دریاچه ـ روغن زیتون ۱۰۰ شیشه ـ اب گوشت ۱۰۰ بشکه ـ جوز هندی

یک مغازه ی عطاری ـ رب گوجه فرنگی ۲۰ قوطی ـ

طرز تهیه:    پیاز وسیر را با دندان جویده تا خورد شود سپس ان ها را در روغن زیتون تفت می دهیم

بعد ۱ سال ارد را اضافه کرده و ۱ روز تفت می دهیم ۲ سال بعد نمک رب گوجه وجوز هندی و اب گوشت

را افزوده می زاریم تا تبخیر شود سپس ان را کنار گذاشته و سراغ قلوه ها می رویم بعد از گرفتن چربی

از ان ها ۱ کامیون فلفل سیاه را روی ان خالی کرده و به مدت ۱ سال با چکمه روی ان را می رویم .

بعد همه ی مواد را در کره سرخ کرده و بعد از ۱ قرن اماده خوردن می شود  حالا غذا را در بشقابی ریخته

و ان را با یک مزرعه جعفری تزیین کنید . حالا می توانید غذا را میل کنید البته اگر زنده باشید.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 20:53  توسط حبه انگور  | 


 

      

سلام.خدمت همه اونایی که میان تو وبلاگ و نظر میدن و اونایی که میان و می ترسن اگه نظر بدن چش بخورنمهم نیست چون کلی مطلب باحال داشتم واستون اما مثل اینکه دلتون نمی خواد.باشه پس ما مطالبمون رو واسه کسایی می نویسیم که میان نظر میدن و شما هم که نظر نمی دین حق نداری بخونین.

راستی یه مشکلی پیش اومده.منگول نیست .نمی دونم چرا نمیاد چیزی بنویسه.نکنه گرگ خوردتشخاک وچوک .خدا نکنه.

راستی بزودی در این وبلاگ اصطلاحات کلیدی دانشگاه و  راههای ذله کردن اساتید و توصیه های سال بالایی ها نوشته میشه.

    

حافظ ما رو گرفتی؟...

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس           دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس

 گفتم:سلام حافظا گفتا سلام جانا             گفتم کجا روی تو؟گفتا که خود ندانم

گفتم:بگیر فالی گفتا نمانده حالی                 گفتم چگونه ای تو؟گفتا به بی خیالی

گفتم: که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟     گفتا که می سرایم شعر سپید باری

گفتم:زدولت عشق؟گفتا که کودتا شد          گفتم که از رقیبت؟گفتا که کله پا شد

گفتم: کجاست لیلی؟مشغول دلربایی          گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی

گفتم:بگو زخالش؟آن خال آتش افروز           گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز

گفتم:بگو زمویش گفتا که مش نموده          گفتم بگو ز یارش گفتا ولش نموده

 گفتم :چرا؟ چگونه؟عاقل شده است مجنون؟        گفتا شدید گشته معتاد گرد و افیون

گفتم:بگو ز ساقی،حالا شده چه کاره؟         گفتا شده است منشی در دفتر اداره

گفتم: ز ساربان گو ، با کاروان غم ها            گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا

گفتم: بگو ز محمل یا از کجاوه یادی!             گفتا پژو،دوو،بنز یا گلف نوک مدادی

گفتم:که قاصدگ کو؟آن باد صبح شرقی        گفتا که جای خود را داده به فاکس برقی

گفتم:بیا ز هدهد جوییم را چاره                     گفتا به جای هدهد دیش است و ماهواره

گفتم:بگو ز مشک آهوی دشت رنگی            گفتا که اودکلن شد در شیشه های رنگی

گفتم:بلند بوده موی تو آن زمان ها؟              گفتا به حبس بودم ، از ته زدند آنها

گفتم:شما و زندان؟حافظ ما رو گرفتی؟        گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 23:2  توسط شنگول  | 


 

       هدیه

 
 
 
سلام.خوبید ؟خوشید؟سلامتید؟بابا ُُ، مامان  ، خاله، عمو ، زن عمو ، داداش ، خواهر ، همسایه و بقال سر کوچه ، رفتگر محل همه و همه خوبن؟ الهی که همیشه همه حالشون خوب و دماغشون چاق و جیباشون پر پول باشه.
من دوباره اومدم .البته من و حبه انگور که روزی ۲ یا ۳ بار میایم اما این منگول هنوز پیداش نیست.امروز امتحاناش تموم میشده اما فکر کنم اینقدر امتحانش رو گند زده که دیگه روش نمیشه تو هیچ مجمع عمومی خودشو نشون بده.( حالا نه خودم همه ی امتحانام رو خوب دادم و همه رو پاس میشم)

وای اسم امتحان که میاد تنم میلرزده و یاد اون امتحان لعنتی میفتم. همون که نمره ی میان ترمش رو از آخر اول شدم.پایان ترمش رو که دیگه خدا بخیر کنه.فکر کنم بهتره خودم به استاد محترممون زنگ بزنم و بگم زحمت تصحیح کردن برگه نازنین منو نده.خدا خودش بهم رحم کنه.

خب دیگه هر چی درباره ی این امتحانای لعنتی گفتم فعلا بسه.براتون چند تا هدیه دارم.یه شعر و چندتا کاریکلماتور.امیدوارم خوشتون بیاد.لازم هم نیست نظر بدین چون یه وقت دستای نازنینتون خسته میشه.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تقدیم به تمام ......

 جبران محبت

به شاگردش زروی عمد باری

کتک زد بی جهت آموزگاری

سپس گفت ار نکو بینی به دقت

ببینی این کتک ها را محبت

جوابش داد شاگرد از سر خشم

که من این را گذارم بر سر چشم

به امیدی که روزی روزگاری

برآید گر زدست بنده کاری

ببندم سخت دست و پایتان را

کنم جبران محبت هایتان را

کاریکلماتور:

آنقدر با کلاس بود که مدرسه ساخت.

لبخند هم از آدم عبوس می گریزد.

برگ سبزی است تحفه ای در کیش.

چون قدش کوتاه بود بلند حرف میزد.

از خر شیطون اومد پایین سوار مترو شد.

فیلش یاد هندوستان کرد براش ویزا گرفت.

از بس سرش گرم بود همه ی موهاش سوخت.

کلاهش پس معرکه بود با عجله رفت برداشت.

چون چشماش دوربین بود با چشماش عکس می گرفت.

خروسی که ساعت دقیق نداشته باشد خود به خود بی محل می شود.

هر وقت پرنده ی خیالش را پرواز می داد صدای سگ های شکاری بلند میشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 17:48  توسط شنگول  | 


 

خدایا به هر انکه دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی کردن برتر است و به هر انکه دوست تر میداری بچشان که دوست داشتن از عشق هم برتر هست. 

                                               

                           

وقتی که عشق زمزمه اغاز میکند هر جا که بسته است دری باز میکند. آسمانه سفر همیشه

آبی نیست. در عشق و دوستی باید شفافیت و صداقت داشت .هر گونه رنگ و ریا در این

سرزمین خطر ناک بوده و عواقبه وخیمی را در پی خواهد داشت. از آفتاب باید صافی و

روشنایی آموخت. حقیقت را باید پذیرفت و آن را دنبال کرد.

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست           هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست                            خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.

    

                                          

منم یه تقویمه پر از زمستون چله نشینه دلی دربو داغون

ساله کبیسمو شگون ندارم از هیچکسی خاطره ای ندارم

جز یه نفر که دربو داغونم کرد بره بودم گرگه بیابونم کرد

اما دلم تو غربته بیابون از راهی که رفته نشد پشیمون

دلم میگه دیوونه کی قدرتو میدونه برو فکر خودت باش

پر از گرگه زمونه باز منتظر نشستی آب می شی دستی دستی

تو هم باید مثل اون دلشو می شکستی............                                

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 22:32  توسط حبه انگور  | 


 

 

 

میگن تو بازار تا چند هزارتومان فروخته شدن!!!!!!!!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 16:2  توسط شنگول  | 


 

One day at a time_ this is enough. Do not look back and grieve over the past, for it is gone and do not be troubled about the future, for it has not yet come. Live in the present, and make it so beautiful that it will be worth remembering.

Proverbs ( ضرب المثل )

Do not cry before you are hurt-1.

غم روزگار نیامده نشاید خوردن.

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن                                  فردا که نیامدست فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن                                          حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

To  quake at work and sweat at meals-2

وقت كار كردن چلاقم وقت خوردن قلچماقم

 Love laughs at locksmiths-3

عشق بالاخره راه خود را پيدا مي كند                            عشق برهمه مشكلات چيره مي شود

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 15:21  توسط حبه انگور  | 


 

دیروز بالاخره امتحانامون تموم شد. امتحانای من و حبه انگور.خداییش من که مردم و زنده شدم و تا تونستم هم خودمو نفرین کردم هم این دانشمندای بیکارو. آخ بگم خدا چیکارشون کنه.واقعا بیکار بودن دیگه. آخه آدم اگه کار داشته باشه و سرش گرم باشه نمیشینه فکر کنه و کلی فرمول های دراز و بی سر و ته از خودش دروکنه.البته اختراع های خوب مثل همین اینترنت خوبهولی این فرمول های دراز و طولانی اصلا کاش اینترنت چند صد سال پیش کشف شده بود اون وقت شاید اونا هم به جای این کشف های مسخره میرفتن وبلاگ میزدن(مثل ما)

خلاصه هر چی بود و به هر بدبختی بود تموم شد.البته نتایج گهربارشون بمونه .

اما منگول بیچاره هنوز گرفتاره.چهارشنبه آخرین امتحانشو میده و میاد وارد جمع ما.(بس که این بچه درس خونه تا امنحاناش تموم نشن نمیاد)

راستی وقتی دیروز بهش گفتم که قراره با اسم منگول مطلب بنویسه کلی داد و فریاد کرد که این چه اسمیه واسه من گذاشتین.اسم قحطیه.ولی خودمونیما خیلی اسم باحالیه و چقدرم هم بهش میاد

خوب دیگه فعلا باید برم تا بعد. فقط تا می تونید برامون دعا کنید که تموم درسامونو پاس کنیم

تا بعد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 11:27  توسط شنگول  | 


 

      

سلام.خوب بیدین؟ چند تا جوک از خودم دروکردم.وخونید و وخندید .در ضمن یادتون نره از خودتون نظر در وکنین.پیل زور هم ودین.

۱-يه روز تركي بچه اش بعد از عيد فطر به دنيا مي اد اسمش رو مي زاره پس فطرت

۲-يك روزيك خره سرش پايين بوده داشته راه ميرفته ازش مي پرسن چرا سرت پايينه, ميگه مگه اين تركا براي ما ابرو گزاشتن.

۳ـ غضنفر به نامزدش گفت دوست داري فردا شب با هم غذا بخوريم ؟ نامزدش با اشتياق فراوان گفت : البته ، با كمال ميل! غضنفر : خوب به مادرت بگو غذا درست كنه من فردا شب ميام خونتون

۴-یک ترکه لامپ خانه اش میسوزد پماد سوختگی میمالد

۵ـ معلم نادر شاه رو کی کشت شاگرد اقا به خدا من نکشتم

۶ـ یه روز 3 نفر به اسم های به من چه و به تو چه وادب میرن دزدی پلیس میاد میگیرتشون ادب میره بالای درخت از به من چه میپرسن اسمت چیه میگه به من چه ازبه توچه میپرسن اسمت چیه میگه به تو چه میگن شما ادبتون کجاست میگن مونده بالای درخت

خوب بید!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 0:19  توسط حبه انگور  | 


 

       معرفی

سلام

من شنگول هستم و به همراه دختر داییم منگول و دختر خالم حبه انگور این وبلاگ رو درست کردیم و قراره برای شما مطالب زیبایی مثل جوک ، خاطرات روزانه ،مطالب خنده دار ، و جالب بنویسیم .گاهی اوقات هم عکس های شهرمون رو میزاریم.به هر حال امیدواریم خوشتون بیاد و با نظراتتون ما رو یاری کنید.منتظر مطالب ما باشید.

موفق باشید.

تا بعد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 21:54  توسط شنگول  | 


 

 

یکی بود یکی نبود.غیر از خدا هیچ کس نبود.در گذشته های دور نه در همین قرن ۲۱ سه نفر هستن به اسم شنگول و منگول و حبه ی انگور که با اون شنگول و منگول و حبه ی انگور تو قصه ها خیلی فرق دارن.مثلا : هر ۳ تاشون دخترن. یا اینکه خواهر نیستن ولی از خواهر به همدیگه نزدیکترن..... و اما مهمترین فرقشون اینه که تا حالا هیچ گرگی نتونسته حریفشون بشه!!!

 

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384

 

عشق صدای فاصله هاست
علي رضا (از همه چيز همه جا)
اين دونفر (عارف،سهيل)
ساحل
نمکپاش
ما سه نفر!!!(البته از نوع پسر)
یه این سه نفر دیگه!!!(بازم پسرن)
ما سه نفر!!!(اینا دیگه با همه فرق می کنن)
منگلهاااااااااا!!!
بت پرست
این چند نفر!!!
یواشکی بیا تو
وبلاگ بازها
پسری رو به موت!!!
چتلاگ يك معتاد
ستاره ي تهنا
عروس مرده!!!
افسانه خزان
شركت هيولاها
گورخر بالدار!!!
میگن بزرگ شدم!!!
كم آوردي سوت بزن
ياس 13و نانا
پايتخت فرهنگي ايران
دل نوشته های آلاد
گوگولي مگوليا
XXxx-mobile-xxXX
پسران چت
ماموت
سکوی قرمز
عاشق دل شكسته
کلیپ،عکس،قالب و ....

 

خاطره ها
دیر تش باد
آرزوها
فید بلاگ
نونا نینی
ردپای یک زن
لحظه های ناب
به نام خدای رفیق
خودمونی
وب نوشت مهدی موسوی
دانشجوی بدبخت
هوای شرجی
جاده های روشن
زن زمانه
وبلاگ خودم
مدار 29 درجه (آقای دهقان)
خلبوس
پسری از دیار گرم خیز جنوب
هفت
روزی روزگاری...
خاطره های سوخته
سوژه
وب نوشته های پراکنده یک استقلالی
شکوفه یاس
زندگی زیباست ای زیبا پسند
طارمه
داش سعید
روزنوشت هاي حاج عماد
دنياي قشنگ الهه
آخه دل من
نوشته های پویا پولادتن
تنهاترین ققنوس(نازنین)
خانه ي وبلاگ نويسان استان بوشهر
وبلاگ نويسان استان بوشهر
آرشيو پيوندهاي روزانه

 

امروز