سلام.پیشاپیش سال نو را تبریک میگیم.عیددیدنی به وبلاگ ما هم بیاید.عیدی هم نمی خواد بدین.به جاش نظر بدین.
+ نوشته
شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 5:41 توسط شنگول
وای خداااااااااااااااااا جونم هر چی می نویسم پاک می شهاین بار سوم هستش که می نویسمخستم شد .من با شما قهرممیاید سر می زنید نظر نمی دید ببید چقدر دوستون دارم که دست بردار نیستم بازم دارم می نویسم ولی شمااااااااااااااااا دلمو شکستین. می خوام براتون از متولدین ساله سگ بنویسم آخه ساله ۸۵ ساله سگه وای خدا جون امسال چه زود گذشت انگار دیروز بوداااااااااا. سال ۸۵ رو پیشا پیش بهتون تبریک می گم امیدوارم ساله خوبی برای شما و خانوادتون باشه.
موجودي غمناك و نگران سگ موجودي غمناك و نگران است، هميشه حالت دفاعي به خود مي گيرد و لحظه اي اين حالت را ترك نمي كند. او هميشه در حال نگهباني است و هوشيارانه اطراف ار زير نظر دارد. او موجودي درون گراست كه به سختي احساسات واقعي خود را آشكار مي كند و آن هم زماني است كه حقيقتا ضرورت اين كار را احساس كند. او بيش از خد يك دنده است و مي داند كه چه مي خواهد. او اغلب با بدگماني، دلواپس زبان تيز و صراحت ناخوشايند و شديد خود است.سگ بيش از هر كس به كليات موضوع توجه نمي كند و در جزئيات مسائل غرق مي شود و مرتب انتقاد مي كند. به نظر مي رشد كه او در برخورد با هر چيز، بي برو و برگشت، دنبال عيوب مي گردد؛ چرا كه در حقيقت بدبين ترين موجود دنياست و هر چيز را در چهاچوب قوانين طبيعي آن مي پذيرد.او همواره پيش از ديگران عليه بي عدالتي فرياد مي زند؛ زيرا شجاعت اين كار را دارد.او ممكن است كمي گوشه گير و بي اعتنا باشد؛ اما روحيه انتقادي، ذوقطنز و نيز عظمت آشكار روحش، او را زا متهم شدن به تنگ نظري و خود پسندي بر كنار مي دارد.فراموش نكنيد كه سگ موجودي غير اجتماعي است و از هر نوع شلوغي گريزان است. او در روابط عاشقانه، بي احساس به نظر مي رسد؛ اما اين تصور نادرست است. در واقع، علت اصلي اين حالت، نگراني، شك و بي اعتمادي اون نسبت به احساسات خود و ديگران است. با تمام اين عيوب، مي توان اصيل ترين خصلت هاي ذاتي انسان را يك جا در وجود سگ پيدا كرد. سگ باوفا، راستگو، درستكار و بسيار وظيفه شناس است. شما مي توانيد به او اعتماد كنيد؛ چرا كه هيچ گاه نااميدتان نخواهد كرد. او بهتر از هر كسي رازدار است؛ زيرا در شعور و رازداري گوي سبقت را از همگان ربوده است. او از بازگو كردن رازها و صحبت هاي خصوصي ديگران بيزار است. موضوع صحبت هاي سگ مبتذل و بي قد و قيمت است و گاهي منظور خود را نادرست بيان مي كند.او به ندرت در جمع خود نمايي مي كند؛ اما بسيار با هوش است و هيچ كس بهتر از او نمي تواند به صحبت هاي ديگران گوش فرا دهد.سگ به آساني مي تواند اعتماد ديگران را به خود جلب كند و حق نيز همين است. او هميشه نهايت تلاش خود را براي ديگران مي كند و در فداكاري تا مرز فدا شدن پيش مي رود. همگان به او احترام گذاشته و ارزش خاصي برايش قائلند و حق دارند، چرا كه شايسته احترام است.
مشاغل مناسب متولد سال سگ عضو فعال اتحاديه، كارخانه دار، سر كارگر، منتقد، معلم يا مربي، نويسنده، فيلسوف، متفكر، معلم اخلاق، قاضي، پزشك، محقق، دانشمند، سياستمداري واقع بين و بي طرف، جاسوس
افراد مشهور متولد سال سگ
همانطور كه انتظار مي رود، همه قهرمانان عدالت در اين سال به دنيا آمده اند؛ از جمله اين افراد، مي توان به برتولت برشت، لنين، ولتر، سقراط، مولير، و لئون بلوم اشاره كرد.دلواپسي، بدبيني، صداقت، استقلال راي، خونسردي و صراحت لهجه از ويژگي هاي مشترك متولدان سال سگ است.اين حقيقت كه راسپوتين هم در سال سگ به متولد شده است ما را به تعجب وا مي دارد اما چه كسي از شخصيت باطني انسان ها آگاه ست؟از ديگر متولدان سال سگ مي توان اين افراد را نام برد:مارسل پروست، يوري گاگارين، فيدو، گي دوماپاسان و لويي شانزدهم.
رابطه دوستی متولدین سال سگ با سال ها
موش :نه، اهداف موش براي سگ بي ارزش است.
گاو :تصور رابطه دوستانه بين اين دو مشكل است.
ببر :دوستي محكم تر از اين غير ممكن است.
گربه: بله، دست كم گربه از روي ترحم حرف هاي سگ را گوش خواهد داد، حتي اگر كاري از دستش ساخته نباشد.
اژدها: نه، سگ كاملا واقع بين است و اژدها را مايوس مي كند.
مار:مشكل است. بهتر است دوستي خود را در حد يك ارتباط اجتماعي حفظ كنند.
اسب:آنها درباره سياست بحث خواهند كرد؛ البته اگر باهم موافق و متحد باشند! چرا كه نه؟ اینو قرمز کردم چون ساله خودمه(نکته مهم)
بز:غير ممكن است. اين دو به سختي با هم كنار مي آيند.
میمون:شايد... كسي چه مي داند، اما ميمون كسي نيست كه به سادگي كسي را تحسين كند.
خروس: بين اين دو هميشه فاصله هست؛ يك نرده، يك ديوار، يك جوي يا يك دنيا!
سگ: دو دوست خوب. اما دوستي اين دو را نمي توان زنده و شادي بخش دانست.
خوک:يار به يك ديگر وفادارند. خوك با كمك خود به سگ او را از نگراني مي رهاند.
نمی دونم شنیدید یا نه.فیفا از کشورهای شرکت کنننده در جام جهانی خواسته که یک آهنگ به همراه یک کلیپ برای افتتاحیه بازیها آماده کنه .تو یه مجله خوندم که قراره شاهکار بینش پژوه ترانه این کارو بگه و دو خواننده لس آنجلسی آهنگو اجرا کنن.اما بتازگی تو خبرها اومده که حجت الاسلام علی پور معاون فرهنگی فدراسیون فوتبال گفته: طی استعلامی که از فیفا کرده ایم آنها هر گونه عقد قراردادی را با دو خواننده لس آنجلسی رد کرده اند و در داخل کشور دو کلیپ ایده آل در حال ساخت است تا در مراسم افتتاحیه جام جهانی به اجرا در آید. وی نامی از خوانندگان موردنظر فدراسیون نبرد.علی پور همچنین گفت: اجازه نمی دهیم فرهنگ اصیل ایرانی در جام جهانی زیر سوال برود.
+ نوشته
شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 4:22 توسط شنگول
|
با توجه به راستای اینکه تیم ملی پس از شونصد سال جون کندن وکلی بالا وپایین نموندن اعصاب ما بالاخره برای یک بار هم که شده مثل کشورهای متمدن سر شو انداخت پایین و رفت جام جهانی . اینجانب حبه انگور تصمیم گرفتم یک دوره کوتاه آموزشی برای نوگلان تازه شکفته شدهمشتاق فوتبال برگزار کنم و تجربیات گرانبهامو در اختیار این قشر عظیم قرار بدم . درضمن اینم بگم که من هم می تونستم مثل همه مربیای دیگه برم و مربی گری یه تیم درست حسابی رو دست بگیر وقهرمانش کنم اما چون از همون کودکی تقریبا ۱۰دقیقه بعد از اینکه به دنیا اومدم معتقدبه کار پایه ای بودم تصمیم گرفتم به جای سر کله زدن با تیه ری آنری و علی دایی . مربی نونهالان و کودکان زیر ۷ سال بشم
گام اول:برای فوتبالیست شدن اول از همه باید یه زمین خاکی پیدا کنید.مهم هم نیس که این زمین کوچیک باشه یا بزرگ یا اصلا صاف باشه یا کج و کوله .مهم اینه که خاکی باشه . اگه هم توی مناطق جنوبی شهر باشه دیگه حرف نداره .اینو برای آینده می گم که وقتی برای خودتون کسی شدین و رفتین تو ی تیم ملی تو مصاحبه های تون فرت فرت بگین که من از زمین های خاکی جنوب شهر شروع کردم وخاک خوردم تا آدم شدم در نتیجه هر روز دو وعده خاک زمین مزبور رو با غذاتون قاطی کنین بخورین.
گام دوم:بعد از اینکه به مقدار کافی خاک خوردین نوبت به این می رسه که دنبال یه تیم بگردین تا توش بازی کنین در این جور مواقع چون شما تازه برای اولین بار می خواین واد یه تیم بشین خیلی مهم نیس که چه تیمی باشه مهم اینکه بتونین با مربی رابطه ی خوبی برقرار کنین برای این کار هم صبح تا شب دنبال مربی راه بیفتین هی با القاب درست حسابی صداش کنین . القابی که معمولا جواب می ده و تجربه ثابت کرده سنگو هم نرم می کنه باید تو ما یه های ((سلطان . ژنرال. عقاب.قرقی. کدخدا. خوش تیپ)) واین چیزا باشه دیگه آخرش اگه کم آوردین و هیچ کدوم از این لقب ها به مربی تون نیومد یه ((خان))آخر اسمش بچسبونین رد خور نداره که جواب می ده .
گام سوم:پس از این مرحله مهمترین کاری که باید بکنین اینه که یه شورت ورزشی بخرین و باهاش به اولین عکاسی توی مسیر برین و به آقای عکاس بگین که حدود ۲۰۰-۳۰۰تا عکس با شورت ورزشی ازتون بگیره . حتما یه چیز می دونم که می گم.
گام چهارم:بعد از اینکه توانستید اعتماد مربی تون رو جلب کنین و یه مدتی هم توی تیم حضور داشتین مهم حضور داشتنه حالا روی نیمکت یا تو زمین فرق زیادی نداره. نوبت به این می رسه که یه مقدار معروف بشین . این معروف شدن مراتب خاصی داره که هر کس با توجه به استعدادی که داره اونو طی می کنه اما رایج ترینش اینه که یه دوست توی یه روزنامه ورزشی پیدا می کنین روزی دو سه بار براش قاقا لی لی می خرین .این کار علاوه بر اینکه موجب می شه شما یه دوست واقعی پیدا کنین باعث می شه روزنامه دوست تون یه روز د ر میون یه مصاحبه دو صفحه ای با هاتون انجام بده وشما تیتر یک بشین . خب شما باید تمرین کنین که توی مصاحبه ها تون تا می تو نین به زمین و زمان بد بیراه بگین این وسط هم به هیچکی رحم نکنین از همون مربی ای که تا دیروز کمتر از خان بهش نمی گفتین گرفته تا بکن بائر و پله و مارادونا سعی کنین حتما یه چیز درست حسابی هم بگین که طرف تا عمر داره جوابیه صادر کنه وشما هم جواب جوابیه هاشو بدین به هر حال جام جهانی هم نزدیکه و هر طور که شده شما باید وارد ترکیب تیم ملی بشین . اگه نتونستین یه دوست روزنامه نگار پیدا کنین غم نخورین خبر نگار ها ی ورزشی متعهد بی شمار ی رو می شناسیم که در این مواقع خودشون باشما تماس می گیرن و توجیه تون می کنن که براشون قاقا لی لی بخرین.
گام پنجم:بعد از اینکه حسابی معروف شدین و همه فهمیدن شما با اینکه تا حالا ۱۰ دقیقه هم توی لیگ برتر بازی نکردین اما بازیکن خیلی بزرگی هستین وهمه ش تقصیر اون مربی زبون نفهم بوده که شما رو روی نیکت می نشونده نوبت به این می رسه که همه جا اعلام کنین که منچستر یونایتد و جوونتوس(نمی دونم چرا همه اشتباهی می گن یوونتوس )دارن برای خرید شما گلوی همدیگه رو پاره می کنن مربی های تیم های دیگه هم می آن سراغتونو شما هم که تا دیروز باید یه پولی هم به مربی تون می دادین تا روی نیمکت بشینین حالا برای یه فصل قراره ۳۰۰-۲۰۰میلیون بگیرین تازه کلی از این تیم های درپیت عربی هم می آن سراغتون و دیگه عشق است و صفا با هم که تعارف نداریم شما اندازه ی یه بچه دو ساله هم فوتبال بارتون نیس به خاطر همین تا قرار داد بستین و پیش قسط اول رو گرفتین باید یه بلایی سر خودتون بیارین تا مصدوم بشین مثلا با صورت محکم خودتون رو بکوبین تو شیشه یا اینکه شست پاتون رو بذارین لای در و زارپ در رو ببندین حسن این کار تو اینه که شما شیش هفت ماه تخت می گیرین می خوابین و پولتون رو می گیرین تازه کسی هم نمی تونه گیر بده که بازی بلد نیستن. قرار داد بستن هم برای خودش سلوک خاصی داره و به همین راحتی ها نیس مثلا اول می رین با مربی یه تیم صحبت می کنین و بهش قول می دین که می رین تو تیمش اما نیم ساعت بعد با مربی تیم مقابل عکس یادگاری می اندازین و بعدش عکس رو می فرستین برای دوست روزنامه نگارتون اگه تا فردای اون روز دستمزدتون دو برابر نشد از این به بعد به من به جای حبه انگور بگین انگوری تازه وقتی خبر نگار ها ازتون دربارهی قیمت قرار داد سوال کردن یادوتن باشه که بگین سفید امضا کردین و برای مرام و معرفت و عشق به پیراهن و اینجور چیزا قرار داد بستین وشما عمرا دنبال پول باشین
گام ششم:اگه احتمالا خدای نکرده قرار شد تو تر کیب تیم قرار بگیرین یادتون باشه قبل از بازی شجره نامه داور بازی رو زیر و رو کنین و بعد از بازی تا می تونین علیه داور مصاحبه کنین مثلا بگین که وسط بازی داور با مشت زده تو دماغتون یا اینکه فحش های ناجور بهتون داده وگفته عمرا بذاره شما برنده از زمین خارج بشین تا تونستین بد و بیراه نثار داور بازی کنین مطمئن باشین جای دوری نمی ره
گام هفتم:چون حیات شما وابسته به اینه که همیشه یه سر و صدایی به پا کنین و دور و برتون جنجال باشه همیشه چند تا جنجال آماده توی جیب تون داشته باشین مثلا یه روز به این گیر بدین که چرا دل پیه رو تعویض می شه اما هیچکی جرات نداره علی دایی رو از زمین بکشه بیرون یه روز به عادل فردوسی پور گیر بدین که نمی خواد ما برنده بشیم یه روز بگین که فلانی دوپینگیه . یه روز بگین که بالون فرستادین فلان جا تا آمار رقیبو در بیاره... خلاصه از هر کاری که موجب می شه عکس شما روی جلد روزنامه ها بیاد دریغ نکنین دیگه آخرش اینه که بگیرین یه خبر نگارو کتک بزنین (خیلی جواب می ده)یادمه یکی از شاگردام برای اینکه بیاد روی جلد مجله ها گفته بود که قراره با آنجلینا جولی عروسی کنه خودم کف کرده بودم در انتها باز هم توصیه می کنم که از عکس هایی که با شورت ورزشی گرفته اید مثل چشم هاتون مراقبت کنید بارها دیده شده که آدم های با استعداد ی که تنها به خاطر اینکه عکس با شورت ورزشی نداشتن نتونستن در این مسیر موفق باشن از ما گفتن بود.
+ نوشته
شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 18:16 توسط حبه انگور
|
یکی بود یکی نبود.غیر از خدا هیچ کس نبود.در گذشته های دور نه در همین قرن ۲۱ سه نفر هستن به اسم شنگول و منگول و حبه ی انگور که با اون شنگول و منگول و حبه ی انگور تو قصه ها خیلی فرق دارن.مثلا : هر ۳ تاشون دخترن. یا اینکه خواهر نیستن ولی از خواهر به همدیگه نزدیکترن..... و اما مهمترین فرقشون اینه که تا حالا هیچ گرگی نتونسته حریفشون بشه!!!