سلام بچه ها نشکن دلمو به خدا آهم میگیره یه روز دامنتو که چون استادمون مرده و دامن نداره و شلواراشم همیشه واسش گشاده (چون شکمش گنده ست) و داره از پاش در میاد طوریکه همیشه وسط درس دادن مجبوره چند بار با دو دست شلوارشو بالا بکشه این شعر اینجوری تصحیح میشه که: نشکن دلمو به خدا آهم میگیره یه روز شلوارتــــــــــــــــــو
.خوبید؟
حتما میگید چرا اینجوریم
.آخه خیلی ناراحتم![]()
.دلم شکسته.میدونید از دست کی؟یکی از استادای محترم.
نمی دونم چرا با من اینقدر بده.انگار ارث باباشو خوردم
.(معلومه بابای استادمون حسابی پولدار بوده.چون استاد مهربونمون حسابی تپل مپله و یه شکم داره که 6 متر جلوتر از خودش حرکت میکنه و پر کردن یه همچین هیکلی پول زیادی می خواد)
خلاصه اینکه این استاده طوری با من رفتار میکنه که انگار من هیچی بلد نیستم.مهم نیست.مهم اینه که همه ی بچه ها میدونن من تو کشیدن رسم ها استادم
.واسه همینم همیشه بهم میگفتن خوش به حالت.بابا تو دیگه کی هستی
.تو رسم فنی بیست میشی
.تو خودت نمره بیستی
و از این حرفا...تا اینکه روز امتحان:
همه سوال ها رو به سرعت جواب دادم تا رسیدم به یه سوال چند قسمتی که خیلی پیچیده بود.یه مقداریشو بلد بودم فقط می موند یه قسمتش که اگه استاد یه ذره منو راهنمایی می کرد تا آخرشو می کشیدم.صداش کردم و ازش راهنمایی خواستم ولی به جای راهنمایی یه نگاه به برگه ام انداخت و یه خنده اینجوری
تحویلم داد و گفت حسابی پیچیدیا.خیلی عصبانی شدم آخه جلو چشام به خیلی ها توضیح داد ولی نوبت من که شد...
تا هر جاشو تونستم کشیدم.بعد بلند شدم برگم رو تحویلش دادم.وقتی برگم رو گرفت گفت این چیه کشیدی؟دوباره خندید. دلم میخواست یه چیزی بهش بگم ولی خودمو نگه داشتم.از جلسه اومدم بیرون.بچه ها باور نمیکردن من امتحانمو بد داده باشم .آخه اونایی که تا حالا بلد نبودن یه خط راست هم بکشن با کمک های جناب استاد تونسته بودن حداقل نصف شکل رو بکشن ولی من![]()
![]()
فردای اون روز باهاش کلاس داشتیم.استاد مهربون یه تمرین داد شبیه اونی که تو امتحان داده بود.سریع و صحیح کشیدمش ولی وقتی داشت تمرین ها رو نگاه میکرد بدون اینکه نگاهی به برگم بندازه گفت:تو هم که مثل همیشه...خیلی عصبانی شدم می خواستم این دفعه هر چی میتونم بهش بگم ولی بازم چیزی نگفتم.بچه ها میگفتن ولش کن .اگه باهات لج کرد به راحتی میندازتت حتی اگه همه تمرینارو درست کشیده باشی.آخر کلاس نمره ها رو خوند.درسته که از نصف کل نمره بیشتر شدم ولی می تونستم نمره بهتری یا حتی کامل بگیرم اگه یه ذره منو راهنمایی کرده بود.
نمی دونم چرا؟چرا اینقدر به من گیر میده.شاید به خاطر احترام زیادیه که بهش میزارم یا واسه اینه که تمرین ها رو درست و به موقع می کشم.البته تنها با من این طوری نیست با دو سه تای دیگه از بچه ها هم همینطوره.حتی به یکی از بچه ها که یه روز سر کلاس به رفتار استاد اعتراض کرده بود نمره ای داده بود که بیچاره خشکش زد.کاش میدونست که آه و نفرین خیلی از دانشجوها پشت سرشه.
بگذریم هر چند نمیدونم این ترم واسه ما چه خوابی دیده ولی خیلی دلم میخواد بهش بگم :![]()
![]()
![]()


خب واسه اینکه هم دل خودم وا شه هم یه خنده ای رو لبای شما بیاد چند تا جک واستون نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد ولی تو رو خدا واسم دعا کنید که پایان ترم رو خوب بدم تا بهش ثابت کنم که در مورد من داره اشتباه فکر میکنه.

1-به ترکه می گن برو يه روزنامه کيهان بخر ۱۰دقيقه بعد با يه خربر می گرده می گن اين چيه رفتی گرفتی؟میگه کيهان نداشت همشهری گرفتم.
2-از ترکه می پرسن می دونی پل رو برای چی می سازن؟می گه برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن!!!![]()
3-به اصفهانیه میگن سردت بشه چی کار میکنی میگه میرم کناره بخاری میگن خیلی سردت بشه چی کار میکنی میگه میچسبم به بخاری میگن خیلی زیاد سردت بشه چی کار میکنی میگه بخاری رو روشن میکنم
4- يارو ميره خواستگاري درو پنجره ساز بوده ، ازش ميپرسن شغل شما چيه؟ ميگه نصب ويندوز
5-دو تا نینی پیش هم خوابیده بودن، پسره از دختره پرسید تو دختری یا پسر، دختره گفت نمیدونم، پسره گفت: پس یزار ببینم، رفت زیر پتو و اومد بیرون، گفت تو دختری. دختره گفت از کجا فهمیدی، پسره گفت آخه جورابات صورتیه![]()
![]()

+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 14:25 توسط شنگول |

















