تبليغاتX
این سه نفـــــــــــــــــر

      

سلام من دوباره اومدممممممممممممممممممممممممممممممم

امروز می خواستم یه قسمت از کتاب فاطمه فاطمه است رو که خیلی دوست دارم براتون بنویسم .چند مدت قبل هم مراسمی در مورد دکتر علی شریعتی در دانشگاه ما بر گزار شد که قرار بود سوسن و سارا . خواهر و دختر ایشان حضور داشته باشند اما به دلایلی این اتفاق نیافتاد.  حالا این قسمت رو تقدیم به طرفداران دکتر می کنم.

                               

نمی دانم از او چه بگویم ؟ چگونه بگویم؟

خواستم از ((بوسوئه)) تقلید کنم .خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی از مریم سخن می گفت .

گفت :هزارو  هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره ی مریم داد سخن داده اند .

هزارو هفتصد سال است که همه ی فیلسوفان  و متفکران ملت ها در شرق و غرب  ارزشهای مریم را بیان کرده اند .

هزارو هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه ذوق  و قدرت خلاقه شان را بکار گرفته اند .

هزارو هفتصد سال است که همه هنرمندان و چهره نگاران پیکره ساز ان  بشر در نشان دادن سیما و حالت مریم هنرمندی های اعجاز گر کرده اند . اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوشش ها و هنرمندیها ی همه در طول این قرنها ی بسیار به اندازه ی این یک کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را  باز گویند که:

                                                  Image hosting by TinyPic مریم مادر عیسی است .Image hosting by TinyPic

                           Image hosting by TinyPic  و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم .Image hosting by TinyPic

                                                          Image hosting by TinyPic   باز در ماندم :Image hosting by TinyPic

                           Image hosting by TinyPic   خواستم بگویم : فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است Image hosting by TinyPic

                                                  Image hosting by TinyPic  دیدم که فاطمه نیست .Image hosting by TinyPic

                                Image hosting by TinyPicخواستم بگویم که :Image hosting by TinyPic

                                              Image hosting by TinyPic فاطمه دختر محمد(ص) است.Image hosting by TinyPic

                              Image hosting by TinyPic دیدم که فاطمه نیست.Image hosting by TinyPic

                                              Image hosting by TinyPic  خواستم بگویم که :Image hosting by TinyPic

                             Image hosting by TinyPic فاطمه همسر علی است .Image hosting by TinyPic

                                               Image hosting by TinyPic دیدم که فاطمه نیست.Image hosting by TinyPic

                            Image hosting by TinyPic  خواستم بگویم که:Image hosting by TinyPic

                                               Image hosting by TinyPic فاطمه مادر حسین است .Image hosting by TinyPic

                            Image hosting by TinyPic  دیدم که فاطمه نیست .Image hosting by TinyPic

                                              Image hosting by TinyPic  خواستم بگویم که:Image hosting by TinyPic

                           Image hosting by TinyPic    فاطمه مادر زینب است .Image hosting by TinyPic

                                              Image hosting by TinyPic  باز دیدم که فاطمه نیست .Image hosting by TinyPic

                              Image hosting by TinyPicنه اینها همه هست و این  همه فاطمه نیست .Image hosting by TinyPic

                                              

                                               Image hosting by TinyPic    فا طمه   فاطمه است Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 12:57  توسط منگول  | 


 

       طنز ورزشی

شاهنامه ی فردوسی پور!!!

ویژه ی جام حهانی 2006

 

شخصیت ها:

فردوسی پور:راوی

برانکو:زال

چلنگر:سیمرغ

علی دایی: رستم یک

اتاق فرمان:سلطان محمود غزنوی

مربی پرتغال:افراسیاب

امیر تاجیک:عنصری

ماکسیما:رخش

 

فصل اول :بیوغرافی" راوی"

 

ابوالعادل فردوسی پور:

_ منم عادل و " جام جم" حامی ام / ز اصحاب آکبند "ضرغامی" ام

بسی رنج بردم در این سال ده / نود نمره دادم به فوتبال ده

به "فوتی" و "بالی" به جنگ نود / نهادم سرکارتان تا ابد

در این جام جم فتنه برپا کنم / نود "نورچشمی" سیما کنم

به بالا برم این یکی تا به عرش / ز عرش آورم آن یکی را به فرش

کنم نقد هر کس که طالب شوم / به هر کل کلی بنده غالب شوم

به جان برانکو که تا زنده ام / سوپر مجری "جام جم" بنده ام

 

صدا از اتاق فرمان:

_به فکت نهادی مگر آرمیچر / برانکو بود پشت خط منتظر

ببردی سرم را به شهنامه ات / برو بر سر اصل برنامه ات!

 

فردوسی پور( خارج از وزن):چه میکنه این اتاق فرمان!!!

 

فصل دوم : ورود برانکو و چلنگر به کارزار

فردوسی پور:

برانکو تلفنی مهمان ماست / بگوید به ما چار کلام حرف راست

کنارش چلنگر به اعجاز جم / کند ترجمه با لسان عجم

الا ایها الکچ ،چنینه سوال / که آیا رسد تیم ما  تا فینال؟!!

برانکو(پس از ترجمه سوال ):

_فینال بی خیال شو  ، تو بنگر که حال /چه بر ما رود بازی با پرتغال!

چلنگر:

_برانکو می گه با یکی فوت بال / با این تیم باحال می ریم تا فینال!

برانکو (متوجه ترجمه بی ربط چلنگر می شود):

چلنگر!چو هر دم تو باشی به بر / نیازی به دشمن ندارم دگر !

 

فصل سوم : رزم نامه ی علی دایی

 

فردوسی پور:

_الان پشت خطه کاپیتان دایی / همون که به زندان داده  لاپایی!

علی دایی:

_منم هدزن تیم ملی داداش / تا صدسال دیگه می مونم باهاش

منم یار فیکس و همه ش در زمین /که ارث پدرجد من باشد این

فقط توپ به فرق سرم می رسه / از گردن به پایین من بی حسه

به آنگول و مکزیک و هم پرتغال / بگو دایی آمد واسه ضد حال

که دروازه شان غرق در گل کنم / با پشت سر و فرق گل کنم

محاله به باختن یه وخ تن بدیم / یا این که یه وخ تن به باختن بدیم

باید قبل از این که به میدون برم / تشکر کنم از پدر ، مادرم !

 

فصل چهارم : رزم دایی با مربی پرتغال

 

فردوسی پور:

_کچ پرتغال پشت خط معطله / بسی شاکی از این همه کل کله

مربی پرتغال (خطاب به دایی):

_تو را با گل و توپ فوتبال چه کار؟ /برو توی باغچه ات بشین گل بکار!

چلنگر:

_مربی می گه قبل بازی می یاد / یه کم فرصت پاچه خواری می خواد !

برانکو:

_من آنم که دایی بود بازی کن / بگو زود برو دایی را راضی کن!

چلنگر(خطاب به دایی ):

_ کچ پرتغال گف بگویم به تان / می یاد بهر خاراندن پاچه تان !

دایی:

_بگو وقت قبلی بگیره طرف / واسه پاچه خواری بره تو صف

به بازی چنانش زنم ضد حال / کز آلمان دود تا ته پرتغال !

 

طرفداران "صبا باتری"در اتاق فرمان (خارج از وزن ):

_بابا تو دیگه کی هسی / می گن علی دایی هسی !

 

فصل پنجم: ورود "ماکسیما" به رزمگاه:

 

ماکسیما(خارج از وزن شاهنامه ، شعری بر اساس ترانه "لکنت" بنیامین می خواند!)

_گاهی که با دایی جونم / می رم ونک چرخ می زنم

همه به من زل می زنن / چون که با یه سوپر منم

صداش تو اگزوز می پیچه / اسمش رو جا سویچه

پا که رو گازم می ذاره / پیچ می پیچه اون نمی پیچه

اگه منو دادادایی دودوباره نننننگازونه می می میرم

اگه یه وخ جاجای من پپپژو ببرونه می می میرم!

 

فصل ششم : آخر شاهنامه

فردوسی پور:

_الا ای شما که به جام آمدین / با پای خود این جا به دام آمدین

شما اینگیلیسا و آلمان اینا / تو ای برزیلا ای تو آرژانتینا

چو دایی بود سوپر استار ما / نیوشید این "بچه اخطار"ما

گلر گر شود جمع یازده تایی / یه گوشه ، سوراخی  می یابد دایی

هزارتا "رونالدینیو"یا "بکام" / به قربان این کله ی با مرام

 

* * *

 

کنون چون سر آمد زمان نود / هپی اند شهنامه هم در رسد

چو شهنامه مان خوش شده آخرش / شده شخص فردوسی اسپانسرش!

در این لحظه یک سرود با صدای امیر تاجیک و با استفاده بهینه از اسامی کاوه ، آرش ، رستم ، سیاوش و ... پخش می شود.

 

ایران ایران ایران ایران

عزم وایمان ، فخر و آوازه است آنک

مرد و میدان ، کوه و دروازه است آنک

...........

 

 

به نقل از روزنامه نسیم جنوب(نوشته امید غضنفر)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 5:25  توسط شنگول  | 


 

 

۱. دفاع در برابر مشت

کسی با مشت به شما حمله می کند . در این وضعیت ابتدا یک پای خود را جلو آورده و با دست موافق ضربه مشت مهاجم را به بیرون دفع کنید . همزمان دست مخالف را آماده حمله نگه دارید . برای متو قف کردن فرد مهاجم با دست دیگر ضربه مشتی به یکی از نقاط حساس بدن او وارد آورید.

۲. دفاع در برابر ضربه پا

در این حالت اجازه دهید فرد مهاجم پای خود را به شما نز دیک کند در یک فرصت مناسب به سمت عقب خم شوید و جا خالی دهید .پای فرد مهاجم را گرفته و آن را خلع سلاح (کفش و جوراب )کنید . انقدر کف پایش را قلقلک بدهید تا تسلیم شود.

۳.دفاع در برابر سلاح سر (چاقو)

فرد مهاجم چاقویی زیر گردن شما می گذارد در این حالت خونسردی خود را حفظ کرده و به سرعت با کف دست چاقو را به بیرون دفع کنید . با زانو یا کف پا ضربه ای به یکی از نقاط حساس بدن مهاجم وارد آورید.

۴. دفاع در برابر سلاح گرم

فرد مهاجم هفت تیری به سوی شما نشانه می رود پای چپ خود را عقب برده و پای راست را تکیه گاه قرار دهید . دست راست را به حالت حمله نگه دارید و با دست چپ مهاجم را خلع سلاح کنید . برای اطمینان لگدی با پای چپ  به مهاجم وارد آورید تا از توان بیفتد.

۵.دفاع در برابر شمشیر سامورایی

فرد مهاجم با شمشیر بر فرق سر شما می کوبد در این حالت از وسط نصف می شوید. با دونیمه خود از دو طرف به مهاجم حمله آورده او را خلع سلاح کنید.

۶. دفاع در برابر حمله ی سگ

تو ی کوچه راه می روید که ناگهان سگی به شما حمله می کند در این حالت ابتدا بگذارید سگ کاملا به شما نزدیک شود آنگاه کف دست چپ را به سمت پوزه ی حیوان کوبیده آن را به بیرون دفع کنید با دست راست مشتی به یکی از نقاط حساس بدن سگ وارد آورید. لگدی هم به او بزنید تا آرام شود .

۷. دفاع در برابر گوریل وحشی

توی خیابان راه می روید که ناگهان گوریلی که تازه از باغ وحش گریخته جلوی شما را می گیرد در این حالت ابتدا یک موز یا آدامس موزی در آورده و جلوی گوریل بگیرید تا به سمت شما خم شود با یک دست مچ او را و با دست دیگر گردنش را بگیرید . با کمک ناحیه پشت و کمر خود فشار آورده و تعادل گوریل را بر هم بزنید و او را به جلو پرتاب کنید.

۸.دفاع در برابر بی ادبی کلاغ

کلاغی کار بدش را به سمت شما می اندازد در این حالت ابتدا به سرعت خود را به سمتی دیگر پرتاب کنید و جا خالی دهید . با یک انگشت گیگیلی بسازید . گیگیلی را به سمت پرنده بیندازید. مراقب باشید کاملا زیر پرنده ناستاده باشید.

۹.دفاع در برابر برادر بزرگ

برادر بزرگتر شما زور می گوید و قصد آزارتان را دارد در این حالت کافی است یک سپر محافظ مخصوص بسازید ابتدا با خونسردی بگذارید مهاجم به شما نزدیک شود پیش از اقدام او خود را به زمین اندازید دهان خود را قد غار باز کنید و انقدر ونگ بزنید تا مادرتان بشنود سپر محافظ آماده است.

۱۰. دفاع در برابر تنبیه والدین

کار زشتی کرده اید که مادرتان فهمیده و قصد تنبیه شما را دارد در این حالت:ابتدا دست راست را مشت کرده و بالا بیاورید و سپس دست چپ را مشت کرده و بالا بیاورید . انگشتان دو دست را در هم گره کرده و با سرعت  عمل بالا دو زانو  بر زمین بنشینید جمله جاودیی معروف را بر زبان آورید.

                           غلط کرددددددددددددددددددددددم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 14:54  توسط حبه انگور  | 


 

 ترانه های تحریف شده خوانندگان زیر رو با ملودی مربوط به خودشان بخوانید:

محمد اصفهانی :دل بردی از من به یغما.خوب کاشکی میبردیش آلمان

دیدی چه آوردی ای دوست موندیم همه  توی تهران

علیرضا افتخاری:گل را ببین. گل را ببین. کز سوی مکزیک آمده...

علیرضا عصار:ای تو جاری توی فوتبال.ای که می روی به فینال. ای که بوی تو داره. من یه با کلاس تو حمال

بنیامین:(خطاب به برانکو ) دادكان ديگه مثل تو نداره .  نه داره نه مي تونه بياره...

قاسم افشار:واسه بنده افتخاره . واسه تيمتون بخونم شما كه ما رو نبردين. مجبورم اينجا بمونم

امير تاجيك:آدما با هم و تنهان . من با تيم مي رم به آلمان . اگه اونجا  نرفتم . منو بفرستين به كرمان

رضا صادقي:نرو . جلو مكزيك نمي توني دووم بياري نرو...

                                         واسه تيم ملي دعا كنيد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 11:41  توسط منگول  | 


 

 

یکی بود یکی نبود.غیر از خدا هیچ کس نبود.در گذشته های دور نه در همین قرن ۲۱ سه نفر هستن به اسم شنگول و منگول و حبه ی انگور که با اون شنگول و منگول و حبه ی انگور تو قصه ها خیلی فرق دارن.مثلا : هر ۳ تاشون دخترن. یا اینکه خواهر نیستن ولی از خواهر به همدیگه نزدیکترن..... و اما مهمترین فرقشون اینه که تا حالا هیچ گرگی نتونسته حریفشون بشه!!!

 

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384

 

عشق صدای فاصله هاست
علي رضا (از همه چيز همه جا)
اين دونفر (عارف،سهيل)
ساحل
نمکپاش
ما سه نفر!!!(البته از نوع پسر)
یه این سه نفر دیگه!!!(بازم پسرن)
ما سه نفر!!!(اینا دیگه با همه فرق می کنن)
منگلهاااااااااا!!!
بت پرست
این چند نفر!!!
یواشکی بیا تو
وبلاگ بازها
پسری رو به موت!!!
چتلاگ يك معتاد
ستاره ي تهنا
عروس مرده!!!
افسانه خزان
شركت هيولاها
گورخر بالدار!!!
میگن بزرگ شدم!!!
كم آوردي سوت بزن
ياس 13و نانا
پايتخت فرهنگي ايران
دل نوشته های آلاد
گوگولي مگوليا
XXxx-mobile-xxXX
پسران چت
ماموت
سکوی قرمز
عاشق دل شكسته
کلیپ،عکس،قالب و ....

 

خاطره ها
دیر تش باد
آرزوها
فید بلاگ
نونا نینی
ردپای یک زن
لحظه های ناب
به نام خدای رفیق
خودمونی
وب نوشت مهدی موسوی
دانشجوی بدبخت
هوای شرجی
جاده های روشن
زن زمانه
وبلاگ خودم
مدار 29 درجه (آقای دهقان)
خلبوس
پسری از دیار گرم خیز جنوب
هفت
روزی روزگاری...
خاطره های سوخته
سوژه
وب نوشته های پراکنده یک استقلالی
شکوفه یاس
زندگی زیباست ای زیبا پسند
طارمه
داش سعید
روزنوشت هاي حاج عماد
دنياي قشنگ الهه
آخه دل من
نوشته های پویا پولادتن
تنهاترین ققنوس(نازنین)
خانه ي وبلاگ نويسان استان بوشهر
وبلاگ نويسان استان بوشهر
آرشيو پيوندهاي روزانه

 

امروز