تبليغاتX
این سه نفـــــــــــــــــر

سلام

 

ببخشید که یخورده دیر خدمت می رسیم البته اگه اصرارهای شنگول جون نبود حالا حالا ها هم خدمت نمی رسیدیم دیگه چون بزرگتره دستور میده و ما هم مجبوریم اطاعت کنیم خوش به حال حبه ی انگور حالی می بره واسه خودش خوب دیگه غیبت بسه.راستی فرا رسیدن شبهای قدر و شهادت امام علی (ع) رو تسلیت عرض می کنم و در طلوع قدر غروب غمهاتون رو آرزومندم.

                                                                                         

 

                                                                      

 

 

 

از آنجایی که یکی از اهداف ایجاد این وبلاگ معرفی شهرمون به شما دوستان عزیز بود تو این پست تصمیم گرفتم یکی از چهره های ادبی بوشهر رو معرفی کنم. البته شرح حال این استاد بزرگوار در این مختصر نمی گنجه ولی امیدوارم که حق مطلب ادا بشه و اون طور که شایسته است در مورد ایشون بنویسیم.منوچهر آتشی از شاعران غزل سرای جنوب است که در سال 1312 در دشتستان بوشهر متولد شد و تصحیلات خود را در مدرسه ی سعادت به اتمام رساند و وارد دانشسرای تربیت معلم شیراز شد.پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی به بوشهر آمد و به تدریس در آموزش و پرورش پرداخت. پس از آن مدتی به تهران کوچ کرد و با شاعران بزرگی چون فروغ فرخ زاد,اخوان ثالث و فریدون مشیری جلسات ادبی و ملاقات داشت.برخی کتابهای او عبارتند از:خلیج و خزر,گندم و گیلاس,حادثه در بامداد,باران برگ ذوق واتفاق آخر.سرانجام در تابستان 84 به عنوان یکی از چهره های ماندگار معرفی شد و در پاییز 84 بدرود حیات گفت.

 

 

حرام است عشق.............                    

 

زمین                                          

به دامن بانوی آفتاب آویخته است                

نمی پرسند چرا

و گا لیله جان به در برده است

همه قانون ها اما

مرا از تو دور می دارند

و پروا نمی کنند

از ستاره ی بی مدار

حلال است

خون کبوتر

لب باغچه

به پای گل سرخ

حلال است

خون گل سرخ

به پای پیر سرداری ابله

بیگانه ی نام گل

حلال است

قامت مردان

به چوبه ی بی جان دار

حلال نیست ولی

سروسیراب اندام تو

به آغوش زنده ی من

زمین به دامن بانوی آفتاب آویخته است و

آفتاب به دامن بانوی کهکشان

و من

بر ابریشم خیال تو

بر گیسوان تو آویخته ام

مرا باز می دارند از تو

و پروا ندارند

از ستاره ی سرگردان بی مدار

که نظم آسمان را بر آشوبد آخر......

حرام است عشق

و حلال است دروغ

شگفتا!!!

((منوچهر آتشی اردیبهشت 69))

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 2:14  توسط منگول  | 


 

سلام.سلام ۳ تا سلام خدمت مهد کودکیا ، کلاس اولی ها ، دبستانی ها ، راهنمایی ها ، دبیرستانی ها و گل سر سبد اینها دانشجویان عزیز.

می بینم که همه بار سفر رو بسته اید و آماده اید که امروز مثل بچه آدم ، تمیز و مرتب برید سر کلاس و آغاز کنید یک سال تحصیلی دیگه رو.

ازآنجا که قشر عظیمی از آینده ویران کنندگان این مملکت رو دانشجویان عزیز تشکیل می دهند و امسال هم مثل هر سال تعدادی از شما بر و بچ بعد از مدت ها تو سر خود زدن و خر خونی و استفاده از هزار و سیصد آفرین ببخشید هزار و سیصد راه و روش به جرگه ی عظیم این قشر بی سرنوشت پیوستید، گروه مشاورین این سه نفر تصمیم گرفت با استفاده از تجربیات گران بهای خود شما عزیزان دل  رو راهنمایی کنه.

روی سخن ما با دانشجویان عزیز خصوصا سال اولی ها (همون صفر کیلومترها) می باشد که خیال کردین خیلی از خودتون هنر در کردین که دانشگاه قبول شدین.

می خواهیم شما رو با چند اصطلاح کلیدی محیط جدید آشنا کنیم.هر چند این کار ما ما خیانتی عظیم به دوستان سال بالایی است که می تونستند تا چندین ماه ازسادگی و خنگی  شما پلاک صفری ها استفاده کنند و دستتون بندازند و در محافل و مجالس خصوصی شون با افتخار این ماجراها رو نقل کنند.(هر چند که ما خیلی دوست داریم سر کار موندن شما رو ببینیم )ولی ما همه چیز رو رو میکنیم تا دماغ این سال بالایی ها بسوزه

۱- دانشجو
آس و پاس ، آسمان جل، از پل گذشته،گوشت قربانی و سامسونت به دستی که طول خیابان ها را گز می کند.سوژه ی تمامی مصاحبه ها ، مقالات و تحلیل های مطبوعات در زمان انتخابات . کسی که هر روز صبح زود،سر ساعت ۱۲ از خواب بیدار می شود .کسی که در پایان هر ترم ، تصمیم به انصراف از تحصیل می گیرد ، کسی که با شروع امتحانات ،روزی هزار بار تصمیم می گیرد از نوک کوه با سر به پایین شیرجه بزند ، ولی دل و جراتش را ندارد.

۲-صفری
بچه های سال بالایی در مورد ورودی های جدید لفظ صفری را به کار می برند.شما هم زیاد به دل نگیرید.تا چشم به هم بزنید سال بالایی خواهید شد.بدانید که با حضور پور شور شما عزیزان ، بیشترین کسانی که خوشحال می شوند،ورودی های ۸۴ هستند ، چون بالاخره از صفر کیلومتر بودن خارج می شوند و به جرگه ی سال بالایی ها می پیوندند.

۳-فسیل
دانشجویی که سال های متمادی از قبولی او در دانشگاه می گذرد و در رویای فارغ التحصیلی به سر می بردبابا بزرگ، عمو یادگار، ورودی های ۶۸ و دانشجویی که جز اموال دانشگاه محسوب می شود.

۴- سلف
 یعنی محل غذاخوری.اما بیشتر شبیه باغ وحشهمحل زندگی و پاتوق انواع موش و سوسک.پیست اسکی مگس ها

۵- غذاهای سلف
*قورمه سبزی
هر روزی که چمن های دانشگاه اصلاح می شوند ، بدانید فردای آن روز قورمه سبزی خواهید داشت.به این غذا چمن پلو هم گفته می شود.

*خورشت لوبیا
غذای خوبی است،مثل بقیه غذاها، ولی نه از آن نوعی که در خانه نوش جان کرده اید.اینجا هر از چند گاهی شیلنگ آب از دست کارکنان سلف رها می شود و به درون دیگ می افتد(سخت نگیر بابا)

*همبرگر
اگر با رشته ی ورزشی پرتاب دیسک آشنایی ندارید توسط این غذا آشنا می شوید.

*چلو مرغ
اگر در هنگام صرف این غذا متوجه شدید که مرغ در زیر برنج تکان می خورد ،تعجب نکنید،چون حرارت کافی به او نرسیده است و احتمالا هنوز زنده است

*گزارش هفتگی
نوعی غذا که بابتش ۱۰۰ تومان پول داده اند، اما اگر n هزار تومان پول هم به یک آدم عاقل بالغ غیر دانشجو بدهید ، حاضر به خوردن آن نیست،زیرا ترکیبی  از پس مانده ی غذاهایی است که در هفته داده شده است و معجونی است که شما را برای همیشه از شر معده ی مبارکتان آسوده می کند

۶ - آز
حرص،طمع و مخفف آزمایشگاه.گاهی از ترکیب آن ، کلمات عجیب و غریب دیگری ساخته می شود، مثل آز الک:آزمایشگاه الکتریسته . آز حرارت:آزمایشگاه فیزیک حرارت.

۸ - کپیزیشن
راه حل نهایی ، کپ زدن .تکلیفی که یک نفر بنویسد اما چهل نفر تحویل بدهند.راه گریز از کار طاقت فرسای تفکر و تعمق

۹ - افتادگی
در اصطلاح دانشگاه صفت کسی است که نتواند نمره ی قبولی درسی را اخذ کنئ و بر اثر این افتادن ها ضربات مهلکی بر او وارد آید که باید به بهداری مراجعه کند

۱۰ - شماره ی دانشجویی
عدد ورود به دنیای نمرات شما ،کلید آبرو و حیثیت و شماره ی پلاک شما

۱۱ - خوابگاه
آسایشگاه ،سازمان گفت و گوی تمذن ها ،چای خانه ی سنتی و مکانی که طایفه ی دانشجو پس از اتمام کلاس ها به آن جا برود ، بخورد و بخوابد.کتری بار بگذارد ، نیمرو درست کند و جوک بگوید.حمامش نیز محل برگزاری کنسرت های عظیم دانشجویی و تقلید صداست

۱۲ - استاد
کسی که ریش پرفسوری دارد.جزوه گو و انسانی خوش تیپ ، شیک پوش و اتو کشیده که همیشه لبخند می زندو در زمینه ی بریدن سر با پنبه ، فوق تخصص است

۱۳ - هم اتاقی
نشانه های زندگی ، دوستان اجباری ، تنها به هم زننده ی لحظات تنهایی و افسردگی و هر کدام آموزنده تجربیات کسب کرده اش در طول دوران زندگی،برادر و خواهر تنی

۱۴-کبریت بی خطر
دانشجویی که فقط کار فرهنگی یا علمی انجام می دهد و دانشجوی سیاسی که مصداق ضرب المثل آهسته بیا تا گربه سلف شاخت نزنه

۱۵ - مطالعه و تمرین
مبارزه ، مخصوص بچه های خرخون و البته درسخون .یکی برای همه

********************
نکات آموزنده

۱ـ از فردا ماه مبارک رمضان شروع می شه.آغاز این ماه رو به همه ی شما دوستان عزیز تبریک می گوییم( چه بچه های با تربیتی)

۲- حبه انگور جوناز امروز می ره مدرسه و از این به بعد کمتر میاد دیدنتون

۳ -به علت استقبال بی سابقه ی شما دوستان عزیز( همون بر و بچ خودمون ) از مسابقات ما این هفته مسابقه نداریم

۴ -به علت آغاز ماه مهر ماه رنج و بدبختی، و شروع کلاس هاما کمتر آپ می کنیم.

۵ - قبولی در دانشگاهو کسب قله های درخشان علم و دانشرا به منگل بزرگه ، پسر دایی عارف ، حاج نظر و ... تبریک میگیمانشالله عروسیتون

۶- وقتی میاید مطالب ما رو می خونید ،بعد مثل بچه ی آدم نظراتون رو بدیدنه همینجوری سرتون رو میندازین زیر در میرین

۷ -  این آی دی های ما رو ادد کنید تا هر وقت آپ می کنیم خبرتون بدیم.(دیگه با خودتونه نگید چرا بعد دیر خبرمون دادین)

۸ - صلاح مملکت خویش خسروان دانند(چه ربطی داشت؟؟؟)

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 9:50  توسط شنگول  | 


 

 

یکی بود یکی نبود.غیر از خدا هیچ کس نبود.در گذشته های دور نه در همین قرن ۲۱ سه نفر هستن به اسم شنگول و منگول و حبه ی انگور که با اون شنگول و منگول و حبه ی انگور تو قصه ها خیلی فرق دارن.مثلا : هر ۳ تاشون دخترن. یا اینکه خواهر نیستن ولی از خواهر به همدیگه نزدیکترن..... و اما مهمترین فرقشون اینه که تا حالا هیچ گرگی نتونسته حریفشون بشه!!!

 

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384

 

عشق صدای فاصله هاست
علي رضا (از همه چيز همه جا)
اين دونفر (عارف،سهيل)
ساحل
نمکپاش
ما سه نفر!!!(البته از نوع پسر)
یه این سه نفر دیگه!!!(بازم پسرن)
ما سه نفر!!!(اینا دیگه با همه فرق می کنن)
منگلهاااااااااا!!!
بت پرست
این چند نفر!!!
یواشکی بیا تو
وبلاگ بازها
پسری رو به موت!!!
چتلاگ يك معتاد
ستاره ي تهنا
عروس مرده!!!
افسانه خزان
شركت هيولاها
گورخر بالدار!!!
میگن بزرگ شدم!!!
كم آوردي سوت بزن
ياس 13و نانا
پايتخت فرهنگي ايران
دل نوشته های آلاد
گوگولي مگوليا
XXxx-mobile-xxXX
پسران چت
ماموت
سکوی قرمز
عاشق دل شكسته
کلیپ،عکس،قالب و ....

 

خاطره ها
دیر تش باد
آرزوها
فید بلاگ
نونا نینی
ردپای یک زن
لحظه های ناب
به نام خدای رفیق
خودمونی
وب نوشت مهدی موسوی
دانشجوی بدبخت
هوای شرجی
جاده های روشن
زن زمانه
وبلاگ خودم
مدار 29 درجه (آقای دهقان)
خلبوس
پسری از دیار گرم خیز جنوب
هفت
روزی روزگاری...
خاطره های سوخته
سوژه
وب نوشته های پراکنده یک استقلالی
شکوفه یاس
زندگی زیباست ای زیبا پسند
طارمه
داش سعید
روزنوشت هاي حاج عماد
دنياي قشنگ الهه
آخه دل من
نوشته های پویا پولادتن
تنهاترین ققنوس(نازنین)
خانه ي وبلاگ نويسان استان بوشهر
وبلاگ نويسان استان بوشهر
آرشيو پيوندهاي روزانه

 

امروز