تبليغاتX
این سه نفـــــــــــــــــر

دیلی لی لی  لی لی لی لـــــــــــــی  .دیلی لی لی  لی لی  لی لـــــــــــی(یعنی زنگ موبایله از نوع نوکیا)

 

-          الو .این سه نفر بفرمایید:

-          الو سلام .می خوام با یکی از این سه نفر صحبت کنم.

-          سلام آقای محترم.بفرمایید من شنگول هستم.امرتون؟

-          من بابا برقی هستم از اداره ی برق مزاحمتون میشم.

-          بابا برقی   اداره ی برق

-          بله دخترم.متاسفانه شما شاکی خصوصی دارید.

-          شاکی خصوصی

-          بله دختر جان.به ما اطلاع دادند که برق وبلاگتون چند نفر رو کشته

-          چی.برق وبلاگ ما.مگه وبلاگ ما برق داره.

-    آره بابا .برق داره اونم چه برقی.1000000ولت.که هر کی میاد وبتون اونو میگیره(بس که مطالبتون جالبه )

-          چی؟یعنی ما آدم کشتیم

-          بله دختر جان آدم کشتید

-          نه بخدا.حتما اشتباهی شده

-          نه .چه اشتباهی مگه شما همون 3 تا دختر خوب اهل جنوب نیستید؟

-          چرا ولی ما آدم کش نیستیم.ما فقط وبلاگ نویسیم.

-          فرقی نمیکنه.به هر حال برق وبلاگ شما آدم کشته!

-          حالا باید چیکار کنیم بابا برقی

-          هیچی.تنبیه می شید:

1- چند هفته حق ندارید وبلاگ آپ کنید.

2- تو و منگول تبعید میشید به دانشگاه .حبه انگور هم میره مدرسه.تا چند هفته حق غیبت هم ندارید.باید مثل بچه ی آدم درس بخونید.

3- برقکار هم بیارید تا برق وبتون رو تعمیر کنه و گرنه از این به بعد باید با شمع آپ کنید.افتاد الان؟

-  بله ولی بابا برقی به خدا ما بی تقصیریم.ما بی گناهیم.آخه ما رو چه به آدم کشی و برق کشی

- حرف نباشه دیگه دختر جان.

- باشه چشم.

- راستی دخترجان؟

- بله بابا برقی

- میگم خدایش این وبتون حرف نداره ها.منتظر آپ بعدیتون هستم.البته این حرفو از من نشنیده بگیرید.

- چی.هیچ معلومه چه خبره.الو.الو

دیت  دیت  دیت  دیت (بوق اشغال)

 

 

  

و این طور شد که ما همیشه در صحنگان یه مدت از حضور فعال در اجتماع محروم شدیم و سرمون به درس و مقش مشغول بود..اما از آنجا که ماه همیشه پشت ابر نمی مونه ما هم دوباره برگشتیم با یه آپ جدید.پس به افتخار ورود دوباره ی ما

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خیلی ممنون.تشکر می کنیم.

به همین مناسبت چند تا جوک بی مزه واستون نوشتم .بخونید دلتون خواست لذت ببرید ، خواستین هم نبرین.اصلا ببرین.... نبرین.. مهم نیست... مهم دو نا چیزه که هرگز اونا رو نبرین یکی گیتاره شماعی زاده دومی هم علی دایی رو از تیم ملی.اینارو هرگز  نبرید.

 

٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪

 

 

دوتا زانتیا با هم ازدواج میکنن بچه شون ژیان میشه . . . . . . ازدواج فامیلی همینه دیگه

 

دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه مي ريختن. غضنفر رد مي شه می پرسه چيکار مي کنيد؟ مي گن داريم دوغ درست مي کينيم. غضنفرميگه خاک بر سرتون... خوب همين کارا را مي کنيد که همه ميگن خرین...آخه اين همه دوغ رو کي مي خوره؟

هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جز یه ترکه ! ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟ میگه : ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه

يه تركه زنگ مي زنه به تاكسي تلفني ميگه : آقا ماشين دارين،طرف مي گه آره ، تركه هم ميگه خوش به حالتون ما كه نداريم

رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال!

ترکه داشت تو خيابون چش چروني مي کرده يه نفر بر ميگرده بهش ميگه: مگه خودت خوار مادر نداري؟؟؟ ميگه دارم ولي به اين خوشکلي نيست!!!

انوشه انصاري اولين زن ايراني با چند مرد نامحرم به فضا رفت . فتواي مراجع تقليد در مورد او اين چنين است كه اگر درب صفينه باز باشد اشكال ندارد

 

انوشه انصاری به زمین بازگشت: ناسا اعلام کرد: از اون بالا کفتر می آیه یک دانه دختر می آیه!!!

اينو واسه تو فرستاده ام ، آره براي تو ، براي خودت، چرا به اين ور و اون ور نگاه مي كني ؟ مگه عجيبه كه اين مال تو باشه؟ شك نكن مال خودته ، آخه مگه به جز تو هم علاف ديگه اي هست؟؟؟؟؟

 

غضنفر نشسته بوده سر جلسه كنكور. خلاصه سؤالها رو پخش مي كنند و غضنفر هم اول يه پنج دقيقه‌اي مبهوت به سؤالا خيره مي شه، بعد يك پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن. بعد 40-50 دقيقه ممتحن ميبينه غضنفر خيس عرق شده، هي داره يك سكه رو ميندازه بالا، زير لب فحش ميده. ميره جلو مي پرسه: داري چيكار ميكني؟ غضنفر ميگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك مي كنم

 

٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*

 

 

 نکات آموزنده:

_ خدایی عجب بر و بچ با معرفتی هستین.تو این مدت که ما نبودیم یکی از شما ها یه حال و احوالی از ما نپرسید غیر از حمید خان و داش مملی.(بنازیم مرام جنوبیتون رو )

 

_ مثل اینکه آپ قبلی ما هم خیلی سازنده بوده.چون آمارها اعلام کردن که صفر کیلومتر های امسال کمترین درصد سر کار رفتن رو داشتن.

 

_ بزودی یک آپ سازنده در مورد کار دانشجویی خواهیم داشت.

 

_ این درس زبان عمومی هم عجب درس چپلین.یه استاد داره معروف به آقای نصف سبیل.طوری تلفظ میکنه انگار ....تو دماغش گیر کرده.

 

_ سال سوم شد و من و منگول هنوز یاد نگرفتیم درس بخونیم.

 

_ به کوری چشم حسودان  تنگ نظر( آقای نماینده محترمان حتما بخوانند )  دایی جان (یعنی بابای منگول)رد صلاحیت نشد.

 

_ نماینده ی امسال شورای شهر بوشهر کیه؟ حمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــد؟

بابای منگول و دایی شنگول و حبه ی انگوره.

 

_ و اما نکته ی مهم:

دارم میرم به تهرون

           دارم میرم به تهرون(امشب ساعت 8)

 

_بر و بچ تهرونی لطف کنید تشریف نیارید استقبال.چون کسی شما رو تحویل نمی گیره.

 

_ و در آخر از آنجا که هواپیمایی جمهوری اسلامی هیچ گونه تعهدی نسبت به جان مسافران ندارد و امکان رساندن مسافرین به مقصد 10 % ولی به اون دنیا 90% رو داره از همین جا ازتون حلالیت می طلبم

 

خداحافظ

دیگه رفتم

پایان ثانیه منم

هر جایی ساعت ببینم عقربه هاشو می شکنم

حتی نشد واسه یه بار من بدیهاتو خوب کنم

خورشید رو کشتم تا دیگه خودم به جات غروب کنم

 

دل می سوزه

ازم نخواه بیشتر از این اسیر این قفس باشم

هیچی نمونده از دلم خاکستر رو آتیشم

ریزه ریزه ، دل میسوزه

 

خسته شدم

دلم گرفته این روزا غم خونه کرده تو صدام

بارون غصه انگاری می باره تو ترانه هام

عاشق بودم

خسته شدم

 

دل بیا بریم(دل استعاره از منگول و حبه انگور می باشد)

از عشق دیگه نگیم

درد عشقی که کشیدیم جز خدا به کسی نگیم

خداحافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 15:55  توسط شنگول  | 


 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

برو بچ من اوممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممدم خوش اومدم  صفا آوردم قدمم رو جفت چشماتون . همگي خوفيد؟خوشيد؟دماغتون چاقه؟دههههههههههههههههههههههههه چرا گريه مي كنيد؟آهان فهميدم اشكه شوقه  دلتون واسه ي من تنگ شده بود آخي نازي  چه بچه هاي گلي هستين شما . منم دلم واسه شما يه ذره شده ولي چه كنيم كه نمي تونيم بيايم  ولي  دلتونو خوش نكنيد به زودي بر مي گردممممممممممممممممممممممممممممم خيال كردين من به اين راحتي ها ول كن نيستم  خوب چه خبر مبرا؟ چي كارا مي كنيد؟ خوش مي گذره؟ برو بچ مدرسه اي چي كارا مي كنن ؟ خيلي حال مي كنيد با مدرسه ؟ ايول بچه هاي درس خون يا به عبارتي (خر خون) . خوب اين مدتي كه من نبودم اتفاقاي جديد افتاد ه مي بينم كه بعضي ها وبلاگ مي زننو  تقليد مي كنن  خوب خيالي نيست  به پاي ما 3 تا كه نمي رسن  يعني هيچ كس نمي رسه  اين 3 نفر چه مي كنن  شنگو ل مي ره جلو شوت مي كنه  منگول  حالا منگول مي ره جلو چند نفرو جا مي ذاره  حالا  نوبت مي رسه به حبه ي انگور مي ره جلو شوت مي كنه طرف دروازه  و گللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل   بازي به پايان مي  رسه و   اين 3 نفر جام قهرماني رو نصيب خودشون  مي كنن .  ببخشيد  يه دفعه جو گرفتم وارد قسمت ورزشي اين 3 نفر شدم  اين نشون مي ده كه اين 3 نفر  در تمام زمينه ها فعاليت دارن و هميشه عضو فعال بودن  و  در اينجا جا داره كه بگم آفرييييييييييييييييييييييييين  صد آفرين هزارو سيصد آفرين به اين 3 نفر بايد سر تا پاي  اين 3نفررو طلا گرفت واقعا ولي بود جه نيست كميته پول نمي ده  كيه كه قدر بدونه   .راستي يه چيز ديگه من امسال سال آخرم ديگه دوران بدبختي تمام شد آخيش راحت شدم نه  فكر كنم تازه شروع شد امسال كنكووووووووووووووووووووور دارم  يعني امسال قبول مي شم ؟ من كه چشمم آب نمي خوره . واسم دعا كنيد كه امسال قبول شم وگرنه  حالا حالا ها منو نمي بينيدااااااااااااااااااااااااااااااا بايد دوري منو تحمل كنيد  مي دونم خيلي سخته ولي چاره اي نيست  بايد تحمل كنيد . خوب ريش سفيداي  نت  يه ذره از تجربه هاتون بگيد كه چطوري اين غول رو شكست دادين تا از اين تجربه هاي شما استفاده كنيم شايد فرجي شد ما هم قاطي برو بچ دانشجو شديم  فكر كن  حبه ي انگور دانشجووووووووووووووووووووو شه  چي مي شه ؟ 

خوب به علت كمبود  وقت و كمبود مطلب مجبوريم از جك و اس ام اس استفاده كنيم  اميدوارم خوشتون بياد

 

نامه بوش به احمدي نژاد .... قدو بالاي تو رعنارو بنازم.چشماي خوشگل و شهلاتو بنازم.تو كه خوب نامه ميدي.بوي عمامه ميدي چرا نميرقصي؟ واي چرا نمي رقصی

مي دوني فرق تو با راه چيه ؟راه رو بايد بري  تا به آخرش برسي اما تو خودت آخرشييييييييييييييييي

به ترکه ميگن با نجيب جمله بساز. ميگه شلوار من نه زيپ داره نه جيب

تركه كيس كامپيوترشو مي بره نمايندگي ميگه: آقا اين اين خرابه مي پرسن چرا؟ جواب ميده : چند روزه جا ليوانيش بيرون نمي آد

يه بار عربه با تركه دعواش ميشه. شروع ميكنن به زبون خودشون به هم ديگه ناسزا گفتن .يهو تركه با خودش ميگه چه آدم خوبيه. من دارم فحشش ميدم اين برام قرآن ميخونه

به ترکه ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش

يه مورچه با يه پشه ازدواج مي كنند بچه دار نمي شند ميدونيد چرا؟ چون مورچه موقع خواب پشه بند مي زده

جون مي ده  آدم  با تو بره ماهي گيري . مي دوني چرا؟چون هيچ كس اندازه ي تو كرم نداره

یارو شلوارشو بر عكس ميپوشه ننش ميگه الهي من قربون بچم برم كه هر وقت داري ميري انگار داري مياي

 

يه پيرمردچوب سيگارش بلندبود.
بهش ميگن چراچوب سيگارت اينقدربلندهستش!
ميگه به خاطراينكه دكتربمن گفته هرچه
ميتوني ازسيگاردوري كن

تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه،تركه رو مي گيره . تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟

اگه كسي دستهات رو گرفت – قلبت لرزيد ‚ عجله نكن !!! شايد بابا برقي باشه

يه تركه گفتن: با وطنم جمله بساز. تركه گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم! به تركه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم!!! 

 

خوب ديگه جكا تمام شد اميدوارم خوشتون اومده باشه  چند تا فرمايشات  از حضرت علي هست خيلي خوشم مياد  گفتم واسه شما هم بنويسمشون بد نيست

 

دو چيز را فراموش نكن:  1 . خدا      2 . مرگ

دو چيز را زود فراموش كن: 1) بدي ديگران را در حق خودت  2)خوبي خودت را در حق ديگران

چهار چيز را بيش از پيش  نگهدار :1. شكمت را در سر سفره ي ديگران  2. زبانت را در جمع 3. چشمت را در خانه ي دوستان 4. دلت را در سر نماز

روزگار 2 روز است : يك روز براي تو و يك روز بر عليه تو  -  اگر براي تو بود مغرور مشو – اگر عليه تو بود صبر داشته باش .

 

 خيلي جمله هاي قشنگي هستن اگه بهشون عمل بشه . وقت رفتن رسيده دهههههههههههههههههه گريه نكنيد  ديگه بايد رفت  بچه هاي خوبي باشيد درساتونو بخونيد حرف مامان بابا تونم گوش كنيد شايد من دوباره برگشتم  راستي اين اي دي ها رو اد كنيد كه هر وقت آپيديم خبرتون كنيم خوب ديگه من رفتم اگه خدا خواست بر مي گرديم ولي اگه ديگه منو نديديدین حلالم كنيد انا لله و انا اليه راجعون  . مواظب خودتون باشيد باييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي.

 

shangool_jan000

 

 mangool64

 

habehye_angoor

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 8:58  توسط حبه انگور  | 


 

 

یکی بود یکی نبود.غیر از خدا هیچ کس نبود.در گذشته های دور نه در همین قرن ۲۱ سه نفر هستن به اسم شنگول و منگول و حبه ی انگور که با اون شنگول و منگول و حبه ی انگور تو قصه ها خیلی فرق دارن.مثلا : هر ۳ تاشون دخترن. یا اینکه خواهر نیستن ولی از خواهر به همدیگه نزدیکترن..... و اما مهمترین فرقشون اینه که تا حالا هیچ گرگی نتونسته حریفشون بشه!!!

 

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384

 

عشق صدای فاصله هاست
علي رضا (از همه چيز همه جا)
اين دونفر (عارف،سهيل)
ساحل
نمکپاش
ما سه نفر!!!(البته از نوع پسر)
یه این سه نفر دیگه!!!(بازم پسرن)
ما سه نفر!!!(اینا دیگه با همه فرق می کنن)
منگلهاااااااااا!!!
بت پرست
این چند نفر!!!
یواشکی بیا تو
وبلاگ بازها
پسری رو به موت!!!
چتلاگ يك معتاد
ستاره ي تهنا
عروس مرده!!!
افسانه خزان
شركت هيولاها
گورخر بالدار!!!
میگن بزرگ شدم!!!
كم آوردي سوت بزن
ياس 13و نانا
پايتخت فرهنگي ايران
دل نوشته های آلاد
گوگولي مگوليا
XXxx-mobile-xxXX
پسران چت
ماموت
سکوی قرمز
عاشق دل شكسته
کلیپ،عکس،قالب و ....

 

خاطره ها
دیر تش باد
آرزوها
فید بلاگ
نونا نینی
ردپای یک زن
لحظه های ناب
به نام خدای رفیق
خودمونی
وب نوشت مهدی موسوی
دانشجوی بدبخت
هوای شرجی
جاده های روشن
زن زمانه
وبلاگ خودم
مدار 29 درجه (آقای دهقان)
خلبوس
پسری از دیار گرم خیز جنوب
هفت
روزی روزگاری...
خاطره های سوخته
سوژه
وب نوشته های پراکنده یک استقلالی
شکوفه یاس
زندگی زیباست ای زیبا پسند
طارمه
داش سعید
روزنوشت هاي حاج عماد
دنياي قشنگ الهه
آخه دل من
نوشته های پویا پولادتن
تنهاترین ققنوس(نازنین)
خانه ي وبلاگ نويسان استان بوشهر
وبلاگ نويسان استان بوشهر
آرشيو پيوندهاي روزانه

 

امروز