تبليغاتX
این سه نفـــــــــــــــــر

 

از آنجا که وبلاگ ما در تمام زمینه های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، هنری ، خل و چلی و مسخرگی کار می کند و استفاده از آن برای عموم آزاد است اینبار تصمیم گرفتیم که آپ کاملا جدیدی داشته باشیم.آپی که تاکنون مثل اون دیده نشده وفقط در وبلاگ این 3 نفر می توان یافت.

البته این آپ بیشتر به سفارش همون راننده کامیونی بود که در اسباب کشی وبلاگ به ما کمک کرد و بار و بندیل های مارو از وب قبلی به اینجا آورد.جناب راننده که سبیل هاش از بناگوشش در رفته و شکمش جلوتر از خودش سلام می کرد وقتی وب ما و مطالب ما رو دید گفت:

ببینم دخترای گلم شما که در مورد همه چی می نویسین و وبلاگ به این قشنگ مشنگی دارین یه چیزی هم  واسه هم این پشت کامیون ما بینویسین که چه خودمون، چه این ملت بخونن چـــــــــــــــــی آبجی کیف کنیم.

ما هم حسساس.به آقای رارنده بــــبخشید راننده قول دادیم که چشم.حتما وسریع دست به کار شدیم و با این که کلی کار ریخته بود رو سرمون و اسباب و وسایلمون مثل میت رو زمین مونده بود سریع یک جلسه ی فوری تشکیل دادیم و یه شعر خوشگل آماده کردیم و با اجازه ی آقای راننده نوشتیم پشت کامیون.آقای راننده اونقدر از شعر خوشش اومد که هیچ کرایه ای از ما نگرفت.(خب ما اینیم دیگه.)

و این طور شد که تصمیم گرفتیم این آپ رو اختصاص بدیم به همه ی اونایی که کامیون و تریلی و... داشته اند ، دارن و خواهند داشت و تو کف این موندن که چی پشت این خوش رکاباشون بنویسن.

 

 ماشین نوشته ها (تقدیم به تمامی رانندگان)

 

اتوبوس(به قول مادر بزرگم اتوربوس)

آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام و داع                 حیفم آید که تو را دست خدا بسپارم

از خالی بندی بیزارم

افسوس که دو رنگی

ایحجتخدا

تکیه بر باد

سعدیا راستروان گوی سعادت بردند                    راستی کن که به منزل نرسد کج رفتار

رفیق بی کلک مادر

سلام بر غم

شب گرد تنها (قابل توجه سامان خان)

منمشتعلعشقعلیمچهکنم ( یه کم به خودت زحمت بده بخونش )

نمک نمکی

آنکس که بر جراحت ما میزند نمک                   می کرد کاش حق نمک را رعایتی

(این 2 تای آخری تقدیم به نمکپاش خودمون)

 

بنز خاور

اگر دیدی جوانی قد خمیده        بدان نادان شده خاور خریده

اسیر شکم

باز هم مدرسه ام دیر شد.حالا میگی چکار کنم؟

بابا منتظرم برگرد

بچه خاور میگه من بابام رو میخوام (بنز کوچک یک تن)

بابا زود بیا ، پسرم صبر داشته باش

بوق نزن شاگردم خوابه

بیو پیشم ولایت خومو(بیا پیشم ولایت خودمان)

تو که بر سرعت خود می نازی             گر به مقصد برسی استادی!

جان مولا بگو ماشالله

خوانسالار بندر

داداش مرگ من یواش

دریای غم ساحل ندارد(اینم واسه ساحل تنهایی خودم)

سربالایی عشقه.سالار خسته نباشی

سلام مشدی

سلام دلاور نمالی به خاور

عشق من گریه نکن

گشتم نبود ،نگرد نیست

نمک در کام من شیرین تر از خواب سحر گردد     جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد

(باز واسه نمکپاش)

 

تاکسی بار و وانت بار

آمدی بر دامنم تخم محبت کاشتی             عاشقم کردی ولی دست از سرم برداشتی

ای شانس بسوزی

آهای بچه ها ، منم آق بابا

به دادم برس رفیق

حسود هرگز نیاسود .بر چشم بد لعنت

در حقیقت مالک اصلی خداست          این امانت چند روزی دست ماست

سوپر طلا به تو چه بلا

سیروان خوشگله

عشق فاطی

عشق زری

قربونت برم عروس یاغچی آباد

شمع سوزان توام جانا فراموشم نکن          از کنارم می روی ، اما تو خاموشم نکن

ولاتم بوشهر گپ نداری (شهر من بوشهر حرف نداری )

 

تانکر و نفت کش

چاره ی من همچو بارم سیاه است

چطوری ژیان ، سلام کن ژیان

بی بصیرت را عنان در دست نفس سرکش است       می برد هر جا که می خواهد عصاکش ، کور را

همسفر تنها مرو

همراه من باش

 

تریلی

آهسته برو ، همیشه برو

ایران عشقم ، آبادان وطنم ( قابل توجه لاف بوی )

ای که خواهی شاد و خندان بگذری از روی پل     مست لایعقل و خواب آلود مرو در پشت رل

تا با تو بودم شادم نکردی    رفتم ز کویت یادم نکردی

حسرت ارومیه ؛ دیدار بندر

خودتی ، به تو چه ؟

ژیان خوراک من است

همکار عزیز جلوت رو نگاه کن سبقت نگیر

مواظب باش رفتارت همیشه منطقی باشد        مبادا سبقتت پایان عمر و زندگی باشد

مولا نگهدار

 

سواری

به من نگین کوچولو من هم یواش یواش بزرگ میشم

تریلی عزیز میازار موری که دانه کش است

دنیا (پشت ژیان )

سالار قلبم تریلی (ژیان )

شتر دیدی ندیدی (ژیان )

ولاتم اوبودان (شهر من آبادان )

حرف نداری خیلی باحالی

حرف نداری مشت حیدر

حرکت به سوی بندر حرکت به سوی برکت

 

کامیون

الوداع ای خاطره ها

ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت

ای که مشتاق منزلی ، بشتاب

بچه بلبل غم مخور تو هم یه روز بلبل میشی (اشاره  به ژیان)

برو ولوو به سوئد بگو به کمپانی       که در ایران نبرد کردم با بنز آلمانی

بنز میگه آب بریز رو سرم/اسکانیا میگه من دخترم /ولوو میگه بگذار برم /ماک میگه من سرورم

 

کمپرسی

 

اینجانب اسیر بیابان، گرفتار جاده ، دور از و طن ، اسیر چک و سفته و. محکوم به رانندگی

در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای       سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای

شبگرد بندر

غمخوار دنیا مادر

منتظرم باش بر می گردم

می کنم رانندگی دارم توکل بر خدا               از خطر محفوظ مانم همت از شاه رضا

هرگز نمیر مادر همیشه در قلب منی

 

مینی بوس

احتیاط کن التماس مکن

او را ببخش سالار

چاورتیم(به کردی یعنی چشم به راهت هستم)

فیات زیق زیق دنده   فیلت بدبخت کننده

مینی قشنگه

اگر داری دو حیاط   یکیش کن خرج فیات

 

 

نکات مهم(یا همون نتیجه گیری های علمی):

 دوستای گل و گلاب ما با نوشتن جوک ها و اس ام اس ها قصد توهین به هیچ قومیتی رو نداریم.اگر هم کسی ناراحت شده معذرت.

 

امتحانای میان ترم رو هم دادیم.یکی از یکی گند تر.(هر روز گند تر از دیروز.دینگ دینگ صاایران)

 

خیلی وقته مسابقه نذاشتیم و شماها فیض نبردین.

 

بعضی از دوستامون خیلی وقته ازشون خبری نیست.(نگار ناناز، شرکت هیولاها، وبلاگ باز و ...)اگر خبری ازشون دارید به ما اطلاع دهید و ما را از نگرانی در آورید(چه ادبی شد  )

 

یک سوال مهم :

اگر شما می خواستید رو ماشینتون چیزی بنویسین ، چه جمله یا شعری می نوشتین؟

 

حتما جواب بدید شاید اینم مسابقه بود و جایزه دادیم

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 9:23  توسط شنگول  | 


 

سلام

ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)رو تبریک عرض می کنم.

 

نمی دونم چرا هی فاصله ی زمانی بین این پستها زیاد میشه؟؟؟؟شما می دونید؟شاید شنگول یا حبه دیر به دیر آپ میکنن

امروز نوبت سر آشپز منگول بود که غذا بپزهبه همین خاطر باید زود بر می گشتم خونه اما از اونجایی که هر موقع آدم عجله داره همه چیز شیر تو شیر می شه امروز هم یجورایی این طوری شد.صبح بیدار شدم و رفتم کلاس اما از شانس بد من استاد فرمودند کلاس نیم ساعت دیرتر شروع می شه چه ضد حالی بودکاشکی بیشتر خوابیده بودمولی خداییش کلاس پرباری بود و حیف می شد اگه نمی رفتم چون از اول تا آّخر کلاس فقط نشستیم و موسیقی گوش دادیم استاد گرامی ما رو مجبور کرد که با آهنگ شعر رو بخونیم و خودشون هم بشکن می زدندخوب بود صدامون جایی نمی رفت وگرنه از دانشگاه پرتمون می کردند بیرونبالاخره کلاس تموم شد و من هم که عجله داشتم منتظر دوستام نشدم و در رفتمسوار تاکسی شدم که بیام خونه اما از بخت بد پشت یکی از چراغ قرمزها راننده ی محترم زد به ماشین جلویی یکی از مسافران ماجراجوی تاکسی هم پیاده شدند که ببینند چه خبر شده که ناگهان در ماشین خورد به ماشینی که داشت از بغل می گذشتمثل فیلم های اکشن شده بود با این تفاوت که بزن بزنه ماشینها بودخلاصه بعد از کلی که وقتمون تلف شد رسیدیم نزدیک خونه و خواستم پیاده بشم که راننده گفت خانوم لطفا از اون در پیاده شین می ترسید این درش رو هم من بکوبم به ماشین دیگهگفتم بیشبن بینیم باااااااااارانندگی بلد نیست می خواد به من بگه چیکار کنممن خودم که می شینم پشت ماشین اووووونقدر با احتیاط می رم فقط فقط یبار نزدیک بود ی پرایدرو از وسط دو نصف کنمخب تقصیر خودش بود منتظر نموند که من رد شمبی ادب نمیدونه که حق تقدم با خانمهاستاین بند جدیدا به قانون راهنمایی و رانندگی اضافه شدهحالا بر گردیم سر غذا که یک ساعته حاضر شدولی باز این داداشم بهونه آورد گفت خیلی تند شدههمش تو ذوقم میزنهالبته غذایی که به این زودی آماده بشه دیگه حالش معلومه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 1:32  توسط منگول  | 


 

 

یکی بود یکی نبود.غیر از خدا هیچ کس نبود.در گذشته های دور نه در همین قرن ۲۱ سه نفر هستن به اسم شنگول و منگول و حبه ی انگور که با اون شنگول و منگول و حبه ی انگور تو قصه ها خیلی فرق دارن.مثلا : هر ۳ تاشون دخترن. یا اینکه خواهر نیستن ولی از خواهر به همدیگه نزدیکترن..... و اما مهمترین فرقشون اینه که تا حالا هیچ گرگی نتونسته حریفشون بشه!!!

 

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384

 

عشق صدای فاصله هاست
علي رضا (از همه چيز همه جا)
اين دونفر (عارف،سهيل)
ساحل
نمکپاش
ما سه نفر!!!(البته از نوع پسر)
یه این سه نفر دیگه!!!(بازم پسرن)
ما سه نفر!!!(اینا دیگه با همه فرق می کنن)
منگلهاااااااااا!!!
بت پرست
این چند نفر!!!
یواشکی بیا تو
وبلاگ بازها
پسری رو به موت!!!
چتلاگ يك معتاد
ستاره ي تهنا
عروس مرده!!!
افسانه خزان
شركت هيولاها
گورخر بالدار!!!
میگن بزرگ شدم!!!
كم آوردي سوت بزن
ياس 13و نانا
پايتخت فرهنگي ايران
دل نوشته های آلاد
گوگولي مگوليا
XXxx-mobile-xxXX
پسران چت
ماموت
سکوی قرمز
عاشق دل شكسته
کلیپ،عکس،قالب و ....

 

خاطره ها
دیر تش باد
آرزوها
فید بلاگ
نونا نینی
ردپای یک زن
لحظه های ناب
به نام خدای رفیق
خودمونی
وب نوشت مهدی موسوی
دانشجوی بدبخت
هوای شرجی
جاده های روشن
زن زمانه
وبلاگ خودم
مدار 29 درجه (آقای دهقان)
خلبوس
پسری از دیار گرم خیز جنوب
هفت
روزی روزگاری...
خاطره های سوخته
سوژه
وب نوشته های پراکنده یک استقلالی
شکوفه یاس
زندگی زیباست ای زیبا پسند
طارمه
داش سعید
روزنوشت هاي حاج عماد
دنياي قشنگ الهه
آخه دل من
نوشته های پویا پولادتن
تنهاترین ققنوس(نازنین)
خانه ي وبلاگ نويسان استان بوشهر
وبلاگ نويسان استان بوشهر
آرشيو پيوندهاي روزانه

 

امروز