گند زدم.به معنای واقعی گند زدم این ترم به خاطر مرخصی 1 ماهه ای که اول ترم داشتم وسر خیلی از کلاس ها نرفتم موفق نشدم جزوه بنویسم .یعنی جزوه داشتم ولی کامل نبود.واسه همین آخر ترم مجبور شدم به یکی از خرخونای کلاسمون رو بندازم و با کلی منت کشی ازش جزوه بگیرم و کپی بزنم. شبای امتحان فرا رسید و دور از جون شما باید درس می خوندم اما مگه با این جزوه های کذایی میشد؟؟؟ دختره برعکس ظاهر زیبای دستخطش اونقدر فشرده و و خط بسته نوشته بود انگاری ترسیده بود برگه هاش تموم بشه.سر و ته مطلبا پیدا نبود.تیتر میتر هم که بی خیال. منم یه عادت گندی دارم و اونم اینه که فقط می تونم از رو جزوه های خودم درس بخونم یا جزوه هایی که خیلی مرتب و تمیز باشند.به همین خاطر شبای امتحان اولش کلی فحش و بد بیراه نثار خودم میکردم بعد می گفتم حقته!!!آدمی که جزوه ننویسه حقشه چنین بلایی سرش بیاد.زجر بکش تا جونت دربیاد!!! از طرفی هر کدوم از درسای این ترم هم واسه خودشون شاهنامه ای بودن و من خبر نداشتم. اولین امتحان و سومین امتحان با یک استاد بود.معروف به مهندس فرزاد خان!!!که از بس تو طول ترم بچه ها اذیتش کرده بودن انتقام گرفته بود نه امتحان.اولی رو تشریحی گرفته بود با سوالای افتضاع.یکی دیگه رو هم تستی با نمره منفی!!! دومین امتحان با اون دکتره بود که تو پست های قبلی در موردش نوشتم. چهارمین امتحان هم که 28 بود اما به علت خنگول بازی آموزش لغو شد و افتاد واسه 1 بهمن.آخه اومده بودن تو روز تاسوعا امتحان گذاشته بودن!!! پ.ن ۲: اولین روز امتحانات هم یه اتفاقی افتاد.بیژو (از کارکنان آموزش دانشگاه) همین که اومد سر جلسه گفت هر کس با خودش موبایل داشته باشه تقلب محسوب میشه.تا بچه ها اومدن بفهمن چی به چیه موبایل 2 تا از بچه ها رو گرفت و اسمشون رو ، تو کاغذ نوشت و چسبوند به برگه هاشون!!! پ.ن ۳: این قدر تابستونا هوا گرم میشه که می پزیم و می خوایم خفه بشیم و نمیشه از خونه بیای بیرون. برق هم که بیشتر اوقات تو تابستون قطع میشه.اون وقت نه کسی یادش به ما بدبخت هاست نه خودمون صدامون در میاد.حالا این بالای نقشه ای ها چند روز هواشون سرد شده و گازشون قطع شد مملکت رو گذاشتن رو سرشون.کت قشنگ ها هم که دلشون واسه اونا بیشتر سوخت.ندیدین چطور خودشون رو رسوندن اونجا واسه حل بحران!!! پ.ن ۴: محرم رسیده...ماه حسین...و امسال این محرم واسه من یه جور دیگه است...شاید واسه اینکه عید کربلا بودم...پیش امام حسین(ع)...پیش حضرت عباس(ع)...تو بین الحرمین....یادش بخیر.... در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند در دل هر عاشقی عباس ماٴوا می کند هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند.
.دلم خوش بود این ترم 4 تا درس بیشتر ندارم و موقع امتحانات نمی خوام خیلی زجر بکشم وشب زنده داری کنم و جونم بالا بیاد تا 2 کلام درس بخونم ولی زهی خیال باطل![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 2:10 توسط شنگول |













